Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Schuldensünder
{m}
U
مرتکب بدهی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
verletzen
U
مرتکب خلاف شدن
einen Terrorakt verüben
U
مرتکب جرم تروریستی شدن
Das Vorgehen bei dem Raubüberfall lässt auf Insiderwissen schließen.
U
روشی که سرقت مرتکب شده بود منجر از آگاهی درونی می شود .
Haftpflichtversicherung
{f}
U
بیمه بدهی
Debet
{n}
U
حساب بدهی
Schuldensünder
{m}
U
خطاکار در بدهی
Buchschuld
{f}
U
بدهی کتاب
Schuld
{f}
U
بدهی
[طلب ]
Liquidation
{f}
[von etwas]
[Börse]
U
پرداخت بدهی
[اقتصاد]
Einlösung
{f}
U
پرداخت
[سفته، بدهی]
Glattstellung
{f}
[von etwas]
U
پرداخت بدهی
[اقتصاد]
Schulden
[eine Hypothek]
abzahlen
U
بدهی
[رهنی]
را قسطی پرداختن
Abrechnung
{f}
U
تنظیم و ارسال صورت حساب بدهی
Abrechnen
{n}
U
تنظیم و ارسال صورت حساب بدهی
Du kannst deinen Krempel allein machen.
U
این را تو خودت بدون شک
[مسلما]
می توانی انجام بدهی.
Nacherklärung
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Selbstanzeige
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Die Regierung muss das Problem der Staatsschulden jetzt einmal angehen.
U
این دولت باید به مشکل بدهی ملت رسیدگی کند.
Selbstanzeige erstatten
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
eine Nacherklärung einreichen
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Steuerrecht
{n}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
[قانون]
[اصطلاح رسمی]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com