Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Mangel
{m}
an Selbstvertrauen
U
عدم اعتماد به نفس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Da kannst du Gift darauf nehmen!
<idiom>
U
تو می توانی به این کاملا اعتماد کنی! ا
[صطلاح روزمره]
ein eklatanter Vertrauensbruch
U
یک نقض اعتماد انگشت نما
sich auf Jemanden
[etwas]
verlassen
U
به کسی
[چیزی]
اعتماد کردن
Sie können sich auf mich verlassen.
U
شما می توانید به من اعتماد داشته باشید
[کنید]
.
Selbstbewusstsein
{n}
U
اعتماد به نفس
Selbstsicherheit
{f}
U
اعتماد به نفس
Selbstvertrauen
{n}
U
اعتماد به نفس
Selbstwertgefühl
{n}
U
اعتماد به نفس
Zuversichtlichkeit
{f}
U
اعتماد به نفس
Mangel
{m}
an Selbstvertrauen
U
کمبود اعتماد به نفس
Mangel
{m}
an Selbstvertrauen
U
کمی اعتماد به نفس
authentisch
<adj.>
U
قابل اعتماد
trauen
U
اعتماد داشتن
Verräter
{m}
U
خیانتکار
[همکاری یا دوستی که قابل اعتماد در نظر گرفته شود اما پشت سر آدم حمله می کند ]
Veleumder
{m}
U
خیانتکار
[همکاری یا دوستی که قابل اعتماد در نظر گرفته شود اما پشت سر آدم حمله می کند ]
[falsche]
Schlange
{f}
U
زن خیانتکار
[همکاری یا دوستی که قابل اعتماد در نظر گرفته شود اما پشت سر آدم حمله می کند ]
Ausfallsicherheit
{f}
U
قابلیت اعتماد
Mitwisser
{m}
U
دوست مورد اعتماد
auf etwas setzen
U
اعتماد کردن به
Gottvertrauen
{n}
U
توکل، اعتماد داشتن به خدا، توکل کردن به خدا
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com