Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Ente {f} U خبر دروغ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Lügendetektor {m} U دروغ سنج
Polygraph {m} U دروغ سنج
Wegen der häufigen Fehlalarme wird im Ernstfall niemand reagieren. U بخاطر اینکه بارها اعلام خطر دروغ است هیچکس در موقعیت جدی واکنش نمی کند.
lügen U دروغ گفتن
ich müsste lügen, wenn ... U من باید دروغ می گفتم اگر ...
das Blaue vom Himmel lügen <idiom> U شدیدا زیاد دروغ گفتن [اصطلاح مجازی]
wie gedruckt lügen <idiom> U سریع و دیوانه وار دروغ گفتن [اصطلاح روزمره]
Lügen haben kurze Beine. <proverb> U دروغ عمرش کوتاه است. [زود فاش می شود که حقیقت ندارد]
Lügen verbreiten U دروغ پخش کردن
Lüge {f} U دروغ
nichts als Lügen U بغیر از دروغ هیچ چیز
nichts als lauter Lügen U بغیر از دروغ هیچ چیز
Unwahrheit {f} U نادرستی [دروغ]
laute Lüge U دروغ خالص
Verräter {m} U کسی که پشت سر کسی دیگر دروغ پخش کند یا شکایت بیخود کند.
Veleumder {m} U کسی که پشت سر کسی دیگر دروغ پخش کند یا شکایت بیخود کند.
Verräterin {f} U کسی که پشت سر کسی دیگر دروغ پخش کند یا شکایت بیخود کند. [زن]
Verleumderin {f} U کسی که پشت سر کسی دیگر دروغ پخش کند یا شکایت بیخود کند. [زن]
Meineid leisten U سوگند دروغ خوردن [گواهی دروغ دادن ]
falsch schwören U قسم دروغ خوردن [شهادت دروغ دادن]
fabulieren U دروغ ساختن
Erzschwindel {m} U دروغ بزرگ
Falscheid {m} U سوگند دروغ
sich [Dativ] einreden U به خود دروغ گفتن
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com