Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Vereinbarung von Teilzahlungen
U
توافق در پرداخت های قسطی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Abzahlungsgeschäft
{n}
U
معامله قسطی
Abzahlungskauf
{m}
U
خرید قسطی
etwas
[Akkusativ]
abbezahlen
U
چیزی را قسطی پرداختن
etwas
[Akkusativ]
auf Teilzahlung
[Abzahlung]
kaufen
U
چیزی را قسطی خریدن
etwas
[Akkusativ]
abzahlen
U
چیزی را قسطی پرداختن
Schulden
[eine Hypothek]
abzahlen
U
بدهی
[رهنی]
را قسطی پرداختن
etwas
[Akkusativ]
abstottern
<idiom>
U
چیزی را قسطی خریدن
[اصطلاح روزمره]
in Raten abzahlen
U
قسطی پرداختن
[کمتراز بهای اصلی]
tilgen
U
قسطی پرداختن
[کمتراز بهای اصلی]
Einverständnis
{n}
U
توافق
Anpassung
{f}
U
توافق
Agreement
{n}
U
توافق
Abmachung
{f}
U
توافق
Akkord
{m}
U
توافق
Abrede
{f}
U
توافق
Einigung
{f}
U
توافق
Beilegung
{f}
U
توافق
Einvernehmen
{n}
U
توافق
Regulierung
{f}
U
توافق
Übereinstimmung
{f}
U
توافق
Abkommen
{n}
U
توافق
Vereinbarung
{f}
U
توافق
Kompromissbereitschaft
{f}
U
آماده به توافق
gegenseitiges Entgegenkommen
{n}
U
آماده به توافق
Disharmonie
{f}
U
عدم توافق
Grundvertrag
{m}
U
توافق اولیه
Verletzung
{f}
U
خطای رد یک توافق
Bruch
{m}
U
خطای رد یک توافق
Verstoß
{m}
U
خطای رد یک توافق
Rahmenvertrag
{m}
U
توافق اولیه
Absprache
{f}
U
توافق
[حقوق]
abmachen
U
توافق کردن
Einhelligkeit
{f}
U
توافق نظر
Missachtung
{f}
U
خطای رد یک توافق
Übertretung
{f}
U
خطای رد یک توافق
Vergleich
{m}
im Strafverfahren
U
توافق مدافعه
[حقوق]
Vergleich
{m}
U
توافق
[تسویه]
[حقوق]
Feuerpause
{f}
U
آتش بس
[توافق شده]
ausmachen
U
توافق کردن
[ با چیزی]
etwas verabreden
U
توافق کردن
[ با چیزی]
Grundvertrag
{m}
U
چهارچوب توافق
[حقوق]
Rahmenvertrag
{m}
U
چهارچوب توافق
[حقوق]
Jemandem auf halbem Weg entgegenkommen
U
به توافق رسیدن با کسی
nicken
U
تکان دادن سر به علامت توافق
Vergleich
{m}
U
مصالحه
[توافق]
[حل اختلاف]
[حقوق]
einen außergerichtlichen Vergleich schließen
U
به توافق رسیدن خارج از دادگاه
soferne nichts anderes vereinbart ist
U
اگر توافق دیگری نباشد
außergerichtlicher Vergleich
U
توافق بدون محکمه
[حقوق]
Schlichtung
{f}
U
مصالحه
[توافق]
[حل اختلاف]
[حقوق]
Handschlag
{m}
U
دست دادن
[برای توافق سلام یا تبریک]
strafprozessualer Vergleich
{m}
[zwischen Staatsanwaltschaft und Verteidigung]
U
توافق مدافعه
[بین دادستان و وکیل دفاع]
Einzahlung
{f}
U
پرداخت
Erstattung
{f}
U
پرداخت
Ausrichtung
{f}
U
پرداخت
Bezahlung
{f}
U
پرداخت
Bestreitung
{f}
U
پرداخت
Abzahlung
{f}
U
پرداخت
Auszahlung
{f}
U
پرداخت
Rückzahlung
{f}
U
پس پرداخت
Beilegung
{f}
U
پرداخت
Einigung
{f}
U
پرداخت
Regulierung
{f}
U
پرداخت
Sie lehnte mehrere Lokale ab, bis wir uns auf eines einigen konnten.
U
او
[زن]
چند رستوران را رد کرد قبل از اینکه ما توانستیم به توافق یک رستوران برسیم.
Abzahlung
{f}
U
پرداخت به اقساط
Anteil
{m}
U
قابل پرداخت
unter dem Vorbehalt einer Zahlung
U
مشروط به پرداخت
Vorauszahlung
{f}
U
پیش پرداخت
Vorauskasse
{f}
U
پیش پرداخت
Vorkasse
{f}
U
پیش پرداخت
Lohnzettel
{m}
U
صورت پرداخت
Lohnbeleg
{m}
U
صورت پرداخت
Lohnstreifen
{m}
U
صورت پرداخت
Einzahler
{m}
U
پرداخت کننده
Barzahlung
{f}
U
پرداخت نقدی
Bezahlbarkeit
{f}
U
قابلیت پرداخت
Bonus
{m}
U
پرداخت اضافی
Depot
{n}
U
پیش پرداخت
Ablauf
{m}
U
موعد پرداخت
Abtragung
{f}
U
پرداخت به اقساط
Abfindung
{f}
U
پرداخت خسارت
Fälligkeit
{f}
U
موعد پرداخت
Vorschuss
{m}
U
پیش پرداخت
Abschlag
{m}
U
پیش پرداخت
Barauszahlung
{f}
U
پرداخت نقدی
Akontozahlung
{f}
U
پیش پرداخت
Kreditzahlung
{f}
U
پیش پرداخت
Einzahlungsschalter
{m}
U
باجه پرداخت
Vorschusszahlung
{f}
U
پیش پرداخت
Vorleistung
{f}
U
پیش پرداخت
Einzahlungsschein
{m}
U
برگه پرداخت
Lohnfortzahlung
{f}
U
ادامه پرداخت مزد
Steuersünderin
{f}
U
فرارکن
[ زن ]
از پرداخت مالیات
unbezahlbar
<adj.>
U
غیر قابل پرداخت
Geldüberweisung
{f}
U
پرداخت بوسیله حواله
Abgabe
{f}
U
پرداخت حقوق گمرکی
Einlösung
{f}
U
پرداخت
[سفته، بدهی]
Bankrott
{m}
U
فقدان توانایی پرداخت
Teilzahlung bei Geldstrafen
U
پرداخت قسمتی از جریمه
Liquidation
{f}
[von etwas]
[Börse]
U
پرداخت بدهی
[اقتصاد]
Glattstellung
{f}
[von etwas]
U
پرداخت بدهی
[اقتصاد]
Anweisung
{f}
U
دستور پرداخت بانکی
Kasse gegen Dokumente
U
اسناد در مقابل پرداخت
Abführung
{f}
U
پرداخت
[امور مالی]
Steuern hinterziehen
U
فرار از پرداخت مالیات
Steuer umgehen
U
فرار از پرداخت مالیات
Zahlungsauftrag
{m}
U
دستور پرداخت بانکی
Zahlungsanweisung
{f}
U
دستور پرداخت بانکی
Kasse vor Lieferung
U
پرداخت پیش از تحویل
im Voraus zahlbar
U
قابل پیش پرداخت
in Vorlage treten
U
پیش پرداخت کردن
Vorleistungen erbringen
U
پیش پرداخت کردن
Zahlbar mit
[ Kreditkarte]
.
U
قابل پرداخت با
[کارت اعتبار]
.
Abzahlung
{f}
U
بازپرداخت
[پرداخت کامل اقساط]
Brauchen Sie eine Anzahlung?
U
نیاز به پیش پرداخت است؟
Geldautomat
{m}
U
دستگاه پرداخت کننده پول
Gehaltsabrechnung
{f}
U
صورت پرداخت
[اصطلاح رسمی]
fällig
<adj.>
U
قابل پرداخت
[ پرداختنی ]
[اقتصاد]
Ablösesumme
{f}
U
پیش پرداخت اجاره خانه
Steuersünder
{m}
U
فرارکن
[مرد ]
از پرداخت مالیات
zahlbar
<adj.>
U
قابل پرداخت
[ پرداختنی ]
[اقتصاد]
Registrierkasse
{f}
U
صندوق
[محل پرداخت پول]
die Zahlung anmahnen
U
یادآوری کردن ارسال پرداخت
zahlbar sofort netto Kasse
U
قابل پرداخت نقدی خالص فوری
Anzahlung
{f}
U
پیش پرداخت
[برای مثال در هتل]
Vorschuss in Bargeld
U
پیش پرداخت به نوع پول نقد
Der Herr übernimmt die Rechnung.
U
این آقا صورتحساب را پرداخت می کند.
Mandat
{n}
U
قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
alle Steuerabgaben übernehmen
U
پرداخت همه مالیات را برعهده گرفتن
Auftrag
{m}
U
قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
Die Dame übernimmt die Rechnung.
U
این خانم صورتحساب را پرداخت می کند.
Bank für Internationalen Zahlungsausgleich
[BIZ]
U
بانک تسویه پرداخت بین المللی
Versicherungsleistungen an Hinterbliebene
U
مزایای قابل پرداخت به وابستگان بازمانده
Anzahlung
{f}
U
پول بیعانه
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
Draufgabe
{f}
U
پول بیعانه
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
Angeld
{n}
U
پول بیعانه
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
Bei den Zahlungsmitteln wird alles beim Alten bleiben.
U
شیوه های پرداخت تغییر نخواهند کرد.
30 Prozent Anzahlung gegen befristete Bankbürgschaft
U
۳۰ درصد پیش پرداخت در برابر ضمانت بانکی
Wir liefern nur gegen Vorauskasse
[Vorkasse]
.
U
ما منحصرا پس از پیش پرداخت
[کالا را]
ارسال میکنیم.
Ist es günstiger, wenn ich bar bezahle?
U
ارزانتر است اگر من پول نقد پرداخت کنم؟
[در هتل]
Kann ich mit einer Kreditkarte reservieren, und mit Bargeld bezahlen?
U
میتوانم با کارت اعتبار رزرو و با پول نقد پرداخت کنم؟
Garnettmaschine
{f}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Fadenöffner
{m}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Garnettöffner
{m}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Droussierkrempel
{m}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Zahlung erfolgt per Überweisung innerhalb von 14 Tagen nach Wareneingang.
U
پرداخت بوسیله حواله در خلال چهارده روز پس از دریافت کالا صورت می گیرد.
Ablösesumme
{f}
U
مقدار پولی که با پرداخت آن ورزشکاری از یک تیم به تیم دیگر منتقل می شود
Akontozahlung
{f}
U
پول بیعانه
[پیش بها]
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
30 Tage netto, bei Zahlung innerhalb 10 Tagen 3 Prozent Skonto
U
۳۰ روز خالص و ۳ درصد تخفیف اگردر طی ۱۰ روز پرداخت شود
Akonto
{n}
U
پول بیعانه
[پیش بها]
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com