Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
versehentlich <adv.> U به طور اتفاقی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Zufällig <adj.> U اتفاقی
Auf eigene Gefahr. U بر عهده خودتان [هر اتفاقی که افتاد] .
bis man schwarz wird <idiom> U تا وقت گل نی [اصطلاح روزمره] [هر چه صبر کنی هیچ اتفاقی پیش نمی آید]
Da kannst du lange reden! U تا وقت گل نی [اصطلاح روزمره] [هر چه صبر کنی هیچ اتفاقی پیش نمی آید]
bis zum Gehtnichtmehr U تا وقت گل نی [اصطلاح روزمره] [هر چه صبر کنی هیچ اتفاقی پیش نمی آید]
bis in alle Ewigkeit <idiom> U تا وقت گل نی [اصطلاح روزمره] [هر چه صبر کنی هیچ اتفاقی پیش نمی آید]
Ich versuche, da durchzublicken. U من سعی می کنم درک کنم که چه اتفاقی پیش می آید.
meldepflichtiger Vorfall U اتفاقی که قانونا باید گذارش داده شود
Meldefall {m} U اتفاقی که قانونا باید گذارش داده شود
versehentlich <adj.> U اتفاقی
unbeabsichtigt <adj.> U اتفاقی
Jemandem zustoßen U برای کسی اتفاقی [بد] افتادن
Jemandem widerfahren U برای کسی اتفاقی [بد] افتادن
Duplizität {f} U تقارن برخورد اتفاقی دو واقعه یکسان در یک زمان
Ich bin schrecklich gespannt zu hören, was passiert ist. [umgangssprache] U خیلی هیجان زده هستم که بشنوم چه اتفاقی افتاده.
zufällig <adv.> U بطور اتفاقی
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com