Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
ein kleiner Vorfall U یک حادثه جزئی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Vorfall {m} U واقعه
Vorfall {m} U رخ داد
Vorfall {m} U اتفاق
Vorfall {m} U حادثه
Vorfall {m} U رویداد
meldepflichtiger Vorfall U اتفاقی که قانونا باید گذارش داده شود
kleiner Bruder {m} U برادر کوچک
kleiner Hügel U برآمدگی [شکم]
kleiner werden U چروک شدن [جمع شدن ] [کوچک شدن ] [عقب کشیدن] [کاهش یافتن] [آب رفتن]
kleiner Bruder {m} U برادر نوزاد
kleiner Zeiger {m} U عقربه کوچک [ساعت]
ein kleiner Zwischenfall U یک حادثه جزئی
ein kleiner Tipp U یک راهنمایی کوچک
Dieser ist kleiner als jener. U این کوچکتر از آن است.
Der Vorfall löste eine Debatte aus. U این رویداد بحثی را به راه انداخت [برانگیخت] .
Der Vorfall führte unerwartet zu einer politischen Krise. U این رویداد سریع باعث به یک بحران سیاسی شد.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com