Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 12 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
absagen
U
لغو کردن
[رد کردن]
absagen
U
لغو کردن
[فسخ کردن]
absagen
U
شکندن
[قول یا حرف خود]
absagen
U
منصرف کردن
[صرف نظر کردن]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
jemandem absagen
U
به کسی بگویند که نمی توانند بیایند
aus terminlichen Gründen absagen
U
رد کردن بخاطر برخورد
[تصادم]
در تقویم
eine Gesellschaft absagen lassen
U
از رفتن به مهمانی صرف نظر شدن
Ich muss Ihnen leider absagen.
U
متاسفانه من نمیتوانم بیایم.
Ich muss diesen Termin absagen.
U
من باید این قرار ملاقات را لغو کنم.
Falls Sie mir nicht absagen, komme ich.
U
اگر به من نگویید که منصرف شده اید من می آیم.
den
[am]
Ast absägen, auf dem man sitzt
<idiom>
U
جواب خوبی را با بدی دادن
[اصطلاح]
den
[am]
Ast absägen, auf dem man sitzt
<idiom>
U
نمک راخوردن ونمکدان را شکستن
[اصطلاح]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com