|
||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
Total search result: 2 (2 milliseconds) | ارسال یک معنی جدید |
||
Menu![]() |
Deutsch | Persisch | Menu![]() |
---|---|---|---|
![]() |
Kaution {f} U | پول امنیت [پولی که برای چیزی مانند دوچرخه کرایه ای گرو گذاشته می شود] | ![]() |
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
|||
Other Matches | |||
![]() |
Gibt es eine Kaution? U | پول گرو هم می خواهد؟ | ![]() |
Recent search history | Forum search | ||
|
|||
|