Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 7 (0 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Faust
{f}
U
مشت
Faust
{f}
U
دست گره کرده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
eine Faust machen
U
مشت خود را گره کردن
auf eigene Faust
U
خودم تنهایی
[کاری را کردن]
etwas aus der Faust essen
U
با دست خوردن چیزی
etwas aus der Faust essen
U
توی راه خوردن چیزی
Ich hab's eilig. Mach' mir rasch ein Brötchen. Das ess' ich dann unterwegs aus der Faust.t
U
من عجله دارم. برایم یک ساندویچ کوجک سریع درست بکن. آن را بعد در راه می خورم.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com