Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 12 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Er hat blau gemacht.
<idiom>
U
او کار رو پیچوند.
Er hat blau gemacht.
<idiom>
U
او جیم شد.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Blau
{n}
U
لکه کبود
Blau
{n}
U
رنگ آبی
Blau
<adj.>
<adv.>
U
آبی
Was haben Sie gemacht?
چه کاری انجام دادید؟
Ihm wurde der Prozess gemacht.
U
او محاکمه شد.
[حقوق]
Was hast du denn nun wieder gemacht?
U
حالا دیگر دوباره چه کار کردی؟
Wir haben uns alle solche Sorgen um dich gemacht.
U
ما همه به خاطر تو اینقدر نگران بودیم.
Die Tiere werden vor dem Schlachten bewusstlos gemacht.
U
حیوانات را قبل از کشتار بیهوش می کنند.
Der Rotwein hat auf dem Teppich einen Fleck gemacht.
U
شراب سرخ فرش را لکه دار کرد.
Er hat sich Hals über Kopf auf den Weg hierher gemacht.
U
او
[مرد]
با کله اینجا آمد.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com