Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Vor. 15 Min Versp.
[Voraussichtlich 15 Minuten Verspätung]
U
۱۵دقیقه تاخیر تخمین زده میشود.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Verzögerungszeit
{f}
U
زمان تاخیر
[تاخیر در سرعت و فاصله]
[کندی]
[تاخیر در انتقال]
[الکترونیک]
[مهندسی برق]
Verzögerung
{f}
U
تاخیر بین زمانی که دستور وارد کامپیوتر میشود و اجرای آن یا بازگشت نتیجه
[رایانه شناسی]
Schätzung
{f}
U
تخمین
Einschätzung
{f}
U
تخمین
Abschätzung
{f}
U
تخمین
Ermessen
{n}
U
تخمین
Annahme
{f}
U
تخمین
Bewertung
{f}
U
تخمین
Handgelenk mal Pi
U
تخمین تقریبی
Pi mal Daumen
U
تخمین تقریبی
schätzen
U
تخمین زدن
raten
U
تخمین زدن
Augenmaß
{n}
U
تخمین نظری
über den Daumen gepeilt
U
تخمین تقریبی
Anschlag
{m}
U
تخمین
[قیمت]
Fehlschätzung
{f}
U
تخمین نادرست
einschätzen
تخمین زدن
Verspätung
{f}
U
تاخیر
Aussetzung
{f}
U
تاخیر
Aufenthalt
{m}
U
تاخیر
Aufschiebung
{f}
U
تاخیر
Aufschub
{m}
U
تاخیر
etwas
[Akkusativ]
ergründen
U
چیزی را تخمین زدن
etwas
[Akkusativ]
ausloten
U
چیزی را تخمین زدن
voraussichtlich
<adj.>
U
تخمین زده شده
etwas
[Akkusativ]
abschätzen
U
چیزی را تخمین زدن
Anschlag
{m}
U
براورد
[تخمین]
[اقتصاد]
etwas beziffern
[auf]
U
تخمین زدن چیزی
[به]
Pi mal Schnauze
U
تخمین تقریبی
[در آلمان]
überschätzen
U
زیادی تخمین زدن
zeitlicher Abstand
U
تاخیر زمانی
Verzögerung
{f}
U
تاخیر زمانی
Zeitverzögerung
{f}
U
تاخیر زمانی
verspätet
<adj.>
U
به تاخیر افتاده
akustische Verzögerung
U
تاخیر صوتی
Ich würde deine Chancen als gering einschätzen.
U
من تخمین می زنم شانس تو کم باشد.
Verzögerung
{f}
U
دیرکرد
[درنگ]
[تاخیر]
Nachträglich alles Gute zum Geburtstag!
با تاخیر تولدت مبارک!
Verkehrsbehinderung
{f}
U
تاخیر در راه
[رفت و آمد]
jemanden von etwas abhalten
U
کسی را از کاری به تاخیر انداختن
Wie lange ist die Wartezeit?
U
تاخیر چقدر طول می کشد؟
Verkehrsstörung
{f}
U
تاخیر در راه
[رفت و آمد]
Vorbehalt
{m}
U
تردید رای
[درنگ]
[تاخیر]
Verzögerung mit Totzeit
U
تاخیر با وقت تلف شده
unüberblickbar
<adj.>
U
نامعلوم
[غیر قابل تخمین]
[شمرده نشدنی]
unübersichtlich
<adj.>
U
نامعلوم
[غیر قابل تخمین]
[شمرده نشدنی]
unüberschaubar
<adj.>
U
نامعلوم
[غیر قابل تخمین]
[شمرده نشدنی]
nicht überschaubar
<adj.>
U
نامعلوم
[غیر قابل تخمین]
[شمرده نشدنی]
Seine Abfahrt hat sich um 2 Tage verschoben.
U
حرکت او
[مرد]
دو روز به تاخیر افتاد.
Bitte entschuldigen Sie die Verspätung.
U
لطفا تاخیر پیش آمده را ببخشید.
Bitte entschuldigen Sie die Verspätung.
U
از تاخیر پیش آمده عذرخواهی میکنم.
Verzug
{m}
U
دیرکرد
[درنگ]
[تاخیر]
[اصطلاح رسمی]
Es wird schon
[schiefgehen]
!
<idiom>
U
درمان میشود!
inklusive?
U
شاملش هم میشود؟
schon ab 100 Euro
U
از ۱۰۰ اویروآغاز میشود
Ist es
[Ihnen]
möglich mir vorsichtshalber zu sagen
آیا میشود احتیاطا به من بگوئید
Kreditkarten werden
[nicht]
akzeptiert.
U
کارت اعتبار پذیرفته
[ن]
میشود.
belangvoll
<adj.>
U
مهم
[به ندرت استفاده میشود]
Futon
{m}
[japanische Matratze]
U
نیمکت که تبدیل به تختخواب میشود
Er wird mächtig sauer.
U
او
[مرد]
خیلی ناراحت میشود.
Das wird schon wieder!
U
همه چیز دوباره خوب میشود!
jemanden kündigen
U
به کسی آگهی دادن
[که مرخص میشود]
Hunger erzeugt Kriminalität.
U
گرسنگی سبب جرم و جنایت میشود.
Diese Salbe zieht schnell
[in die Haut]
ein.
U
این پماد تند جذب
[به پوست]
میشود.
Sie schafft es, ein halbes Dutzend Aufgaben gleichzeitig zu erledigen.
U
او
[زن]
موفق میشود یک جین تکلیف را همزمان انجام دهد.
Einbrecher
{m}
U
دزدی که با زور و غیر قانونی وارد جایی میشود
Würden Sie bitte wiederholen, was Sie gesagt haben?
U
میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
Biennale
{f}
U
بی ینال
[جشنواره هنری که دو سال یکبار برگزار میشود]
geteilt
U
تقسیم شده
[نشان می دهد کدام ایستگاه قطار جدا میشود]
Wir betrachten es als große Ehre, Sie heute abend hier bei uns begrüßen zu dürfen.
U
این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
Leitmotiv
{n}
U
عبارت برجسته و ملودی درموسیقی که چند دفعه تکرار میشود و مربوط به شخصی یا داستانی است
der rote Faden
U
عبارت برجسته و ملودی درموسیقی که چند دفعه تکرار میشود و مربوط به شخصی یا داستانی است
Wie heisst das Netz?
U
اسم شبکه رایانه
[برای وصل به شبکه نشان داده میشود]
چه است؟
Ansteckbukett
{n}
U
دسته گلی که برای زدن روی مچ دست تهیه میشود
[برای جشن فارغ التحصیل از دبیرستان]
[nicht kodifiziertes]
Präzedenzrecht
{n}
U
قانون موضوعه
[رویه ای که قاضی قانون جنایی در موضوع خاصی اعمال میکند و از ان به بعد سابقه میشود]
[حقوق]
Rechtsprechungsrecht
{n}
U
قانون موضوعه
[رویه ای که قاضی قانون جنایی در موضوع خاصی اعمال میکند و از ان به بعد سابقه میشود]
[حقوق]
Danke für den Rückruf.
U
با تشکر برای تماس.
[به کسی گفته میشود که فرد تلفن خود را جواب نداده و بعدا دوباره تماس می گیرد.]
Es reiht sich Niederlage an Niederlage.
U
شکست پشت شکست ردیف میشود.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com