Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
so genannt <adj.> U که چنین نامیده شده
sogenannt <adj.> U که چنین نامیده شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
namentlich <adv.> U نامیده
Aber das Schicksal wollte es anders [hat anders entschieden] . U اما قسمت چنین بود .
So etwas habe ich noch nie gesehen. U من تا اکنون هرگز چنین چیزی را ندیده ام.
Maßnahmen ergreifen, um solche Praktiken zu unterbinden U اقدام کردن برای اینکه از چنین شیوه هایی جلوگیری شود
Es war dumm von ihm, das Geld für solche Nebensächlichkeiten zu verprassen. U او [مرد] جاهلانه پول خود را برای چنین چیزهای جزئی به هدر داد.
gleichsam <adv.> U چنانکه گویی [اگربتوان چنین چیزی گفت ] [شبه] [انگاری اینطوری بود]
quasi <adv.> U چنانکه گویی [اگربتوان چنین چیزی گفت ] [شبه] [انگاری اینطوری بود]
sozusagen <adv.> U چنانکه گویی [اگربتوان چنین چیزی گفت ] [شبه] [انگاری اینطوری بود]
Das Gesetz schreibt für eine solche Straftat eine Freiheitsstrafe von mindestens fünf Jahren vor. U قانون کم کمش پنج سال حکم زندان برای چنین جرمی تجویزمی کند.
auf diese Weise <adv.> U بدین گونه [از این قرار] [اینطور] [بنابر این] [چنین ]
dadurch <adv.> U بدین گونه [از این قرار] [اینطور] [بنابر این] [چنین ]
somit <adv.> U بدین گونه [از این قرار] [اینطور] [بنابر این] [چنین ]
so <adv.> U بدین گونه [از این قرار] [اینطور] [بنابر این] [چنین ]
Es war das einzige Mal, dass er so etwas tat, und es sollte fatale Folgen haben. U این تنها باری بود که او دست به چنین کاری زد و نتیجه اش فاجعه انگیز بود.
Wenn, dann bist du selber schuld. U اگر چنین است، پس فقط تقصیر خودت است.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com