Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Die katholische Kirche bietet sich als Beispiel an.
U
کلیسای کاتولیک به عنوان یک نمونه بارز به ذهن می آید.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Caritas
{f}
U
موسسه خیریه کلیسای کاتولیک آلمان
Erhebung
{f}
[über]
U
نمونه برداری
[نمونه گیری]
[نظر خواهی ]
[جامعه شناسی]
Umfrage
{f}
U
نمونه برداری
[نمونه گیری]
[نظر خواهی ]
Befragung
{f}
U
نمونه برداری
[نمونه گیری]
[نظر خواهی ]
Allerseelen
{n}
U
روز استغاثه ارواح
[یک عید مذهب کاتولیک]
Aschermittwoch
{m}
U
چهارشنبه پس از کارناوال
[روز آغاز روزه کاتولیک ها]
Jemandem die Beichte abnehmen
U
اعتراف به گناه کسی را شنیدن
[معمولا کشیش کاتولیک]
Fastnacht
{f}
U
کاروان شادی سه روز قبل از چهارشنبه توبه کاتولیک ها
Dom
{m}
U
کلیسای جامع شهر
Dom
{m}
U
کلیسای قرون وسطی
Diakonus
{m}
U
خادم کلیسای پروتستان
Diakon
{m}
U
خادم کلیسای پروتستان
Hungertuch
{n}
U
پرده روی صلیب ومجسمه ها
[دوران پرهیز وروزه کاتولیک ها]
Passionstuch
{n}
U
پرده روی صلیب ومجسمه ها
[دوران پرهیز وروزه کاتولیک ها]
Fastentuch
{n}
U
پرده روی صلیب ومجسمه ها
[دوران پرهیز وروزه کاتولیک ها]
Diakonisse
{f}
U
خدمتکار کلیسای پروتستان
[که در کار عیادت بیماران به کشیش کمک می کند]
Pfingsten
{n}
U
عید
[پروتستانت: روز فرود روح القدس بر رسولهای مسیح. کلیسای ارتدکس:عید پنجاهه ]
Themen
{pl}
U
عنوان ها
Namen
{pl}
U
عنوان ها
Name
{m}
U
عنوان
Anrede
{f}
U
عنوان
Beiwort
{n}
U
عنوان
Beiname
{m}
U
عنوان
Adresse
{f}
U
عنوان
Aufschrift
{f}
U
عنوان
Thema
{n}
U
عنوان
Vorlage
{f}
U
نمونه
Probe
{f}
U
نمونه
Stichprobe
{f}
U
نمونه
Auswahl
{f}
U
نمونه
Probestück
{n}
U
نمونه
Exemplar
{n}
U
نمونه
Ausbund
{m}
U
نمونه
Beispiel
{n}
U
نمونه
Muster
{n}
نمونه
Muster
{pl}
نمونه ها
Vorbild
{n}
U
نمونه
zum Beispiel
U
به عنوان مثال
Doktorwürde
{f}
U
عنوان دکتری
Betitelung
{f}
U
عنوان گذاری
Adelsprädikat
{n}
U
عنوان اشرافیت
Buchtitel
{m}
U
عنوان کتاب
wiedererkennen
[an; als]
U
بازشناختن
[از.به عنوان]
erkennen
[an; als]
U
بازشناختن
[از.به عنوان]
Berufsbezeichnung
{f}
U
عنوان شغلی
Doktor
{m}
U
عنوان دکتری
überschrift
{f}
U
سرفصل، عنوان
Blutprobe
{f}
U
نمونه خون
Art der Nutzung
U
نمونه کاربرد
typischerweise
<adv.>
U
به طور نمونه
normalerweise
<adv.>
U
به طور نمونه
üblicherweise
<adv.>
U
به طور نمونه
Prototyp
{m}
نمونه اولیه
Prototyp
{m}
نمونه آزمایشی
zum Beispiel
برای نمونه
in der Regel
<adv.>
U
به طور نمونه
Einzelstück
{n}
U
قطعه نمونه
Belegexemplar
{n}
U
نمونه چاپی
Beispielsatz
{m}
U
جمله نمونه
Abklatsch
{m}
U
نمونه چاپ
entsprechend dem Muster
U
طبق نمونه
Druckprobe
{f}
U
نمونه چاپ
Exemplifikation
{f}
U
نمونه سازی
Abzug
{m}
U
نمونه چاپی
Flugmodell
{n}
U
هواپیمای نمونه
Bemusterung
{f}
U
نمونه برداری
Baron
{m}
U
بارون
[عنوان اشرافی]
Baronin
{f}
U
بارونس
[عنوان اشرافی زن]
Urinprobe
{f}
U
نمونه شاش
[پزشکی]
Flugmodell
{n}
U
نمونه کوچک هواپیما
Filmvorschau
{f}
U
نمایش نمونه فیلم
Andruck
{m}
U
اولین نمونه چاپی
Erstdruck
{m}
U
نمونه چاپی اول
Erstauflage
{f}
U
نمونه چاپی اول
Blutprobe
{f}
U
واحد نمونه خون
kleine Blutmenge
{f}
U
واحد نمونه خون
Abdruck
{m}
U
نمونه غلط گیری
Gleichschrift
{f}
U
رونوشت
[نسخه ]
[نمونه ]
Abschrift
{f}
U
رونوشت
[نسخه ]
[نمونه ]
als etwas fungieren
U
به کار رفتن به عنوان چیزی
Keine Ursache!
U
قابل ندارد!
[به عنوان تعارف]
Gern geschehen!
U
قابل ندارد!
[به عنوان تعارف]
handeln
[als Jemand]
U
عمل کردن
[به عنوان رتبه ای]
agieren
[als Jemand]
U
عمل کردن
[به عنوان رتبه ای]
Er wurde als Verräter enttarnt.
U
او
[مرد ]
به عنوان خیانتکار افشا شد.
Nichts zu danken!
U
قابل ندارد!
[به عنوان تعارف]
fungieren
[als Jemand]
U
عمل کردن
[به عنوان رتبه ای]
als etwas dienen
U
به کار رفتن به عنوان چیزی
Briefkopf
{m}
U
عنوان چاپی بالای کاغذ
Barrikade
{f}
U
مانع خیابانی
[به عنوان سنگر]
Nimm es zum Andenken!
U
این را به عنوان سوغاتی بردار!
Eidgenossenschaft
{f}
U
عنوان رسمی کنفدراسیون سوئیس
Abstrich
{m}
U
نمونه برداری
[از لوزه ها و رحم]
Typ
{m}
U
قسم
[قبیل]
[نمونه]
[تیره]
Art
{f}
U
قسم
[قبیل]
[نمونه]
[تیره]
bei einer Umfrage mitmachen
U
در نمونه برداری شرکت کردن
Abzug
{m}
U
کپی
[نمونه]
[نسخه]
[رونویس ]
Reproduktion
{f}
U
کپی
[نمونه]
[نسخه]
[رونویس ]
[orginalgetreue]
Nachbildung
{f}
U
کپی
[نمونه]
[نسخه]
[رونویس ]
Kopie
{f}
U
کپی
[نمونه]
[نسخه ]
[رونویس ]
an einer Umfrage teilnehmen
U
در نمونه برداری شرکت کردن
fungieren
[als Jemand]
U
عمل کردن
[به عنوان نماینده کسی]
Er arbeitet als Ingenieur.
U
او
[مرد]
به عنوان مهندس کار می کند.
agieren
[als Jemand]
U
عمل کردن
[به عنوان نماینده کسی]
handeln
[als Jemand]
U
عمل کردن
[به عنوان نماینده کسی]
Erzherzog
{m}
U
دوک بزرگ
[عنوان شاهزادگان اتریش]
adlig sein
U
لقب دار
[صاحب عنوان]
بودن
Vorlage
{f}
[Literatur]
U
شیوه
[الگو]
[نمونه]
[طرح ]
[در ادبیات]
Exemplar
{n}
U
رونوشت
[نسخه ]
[نمونه ]
[اصطلاح رسمی]
Willst du mit mir ausgehen?
U
با من می روی بیرون؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
sprechen für
[als Vertreter]
U
از طرف
[کسی]
صحبت کردن
[به عنوان نماینده]
Jede Krise sollte als Chance gesehen
[betrachtet]
werden.
U
هر بحرانی باید به عنوان یک فرصت دیده شود.
Botanisiertrommel
{f}
U
جعبه ای که گیاه شناسان در آن نمونه جمع می کنند
Er sieht schlechterdings jedes Angebot als mögliche Falle.
U
او
[مرد]
تقریبا هر پیشنهادی را به عنوان تله احتمالی می بیند.
Die Seminare werden als Diskussionsplattform gesehen
[betrachtet]
.
U
سمینارها به عنوان یک صحن بحث در نظر گرفته می شوند.
ausgehen
U
باهم بیرون رفتن
[به عنوان دوست پسر و دختر]
Man muss die Feste feiern, wie sie fallen.
<proverb>
U
جشنها و تعطیلات را باید به عنوان اوقات ویژه در نظرگرفت.
Druckfahne
{f}
U
نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
Damit erübrigte sich ein Stichprobenverfahren.
U
بنابر این نمونه برداری دیگر لازم نبود.
auf frischer Tat
U
شی یا واقعیتی که به عنوان شواهد قطعی به جرم بکار میرود
[قانون]
die traditionelle Mittelschicht
U
کسب و کار و خانواده های متوسط در اجتماعی به عنوان یک گروه
in flagranti
U
شی یا واقعیتی که به عنوان شواهد قطعی به جرم بکار میرود
[قانون]
Man kann aus einem Esel kein Rennpferd machen.
<idiom>
U
اگر خیار را رنگ بزنی نمی توانی آن را به عنوان موز بفروشی.
Wie wärs, wenn wir mal zusammen ausgehen?
U
نظرت از اینکه ما با هم برویم بیرون چه است؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
Abgabe
{f}
U
باج
[یکی از طرفین به عنوان نشانه ای از احترام و یا تسلیم و یا وفاداری به دیگریمی دهد]
Tribut
{m}
U
باج
[یکی از طرفین به عنوان نشانه ای از احترام و یا تسلیم و یا وفاداری به دیگریمی دهد]
Jemanden als Jemand verpflichten
U
کسی را به عنوان کسی
[در پیشه ای]
استخدام کردن
ein Blutprobe nehmen
U
گرفتن نمونه خون
[برای آزمایش خون]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com