Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Wie öffne ich den Tankverschluss? U کلاهک تانک بنزین را چطور باز کنم؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inwiefern <adv.> U چطور
Wie läuft es? U زندگی چطور میگذرد؟
Wie öffne ich die Tür? U در را چطور باز کنم؟
An ... können Sie ablesen, wie ... U ...بیان می کند که چطور ...
Was habe ich dir angetan? U من چطور تو را ناراحت کردم؟
Wie ist es ausgegangen? U [قضیه] چطور تمام شد؟
Wie sagt man ... auf Deutsch? U چطور به آلمانی بگیم ... ؟
Wie schalte ich den Alarm aus? U آژیر را چطور خاموش می کنم؟
Wie komme ich zur Autobahn? U چطور از اینجا به شاهراه بروم؟
Wie funktioniert das? U این چطور کار میکند؟
Es geht so. U بد نیست. [در پاسخ به حالت چطور؟]
Ich weiß, wie es geht. میدونم چطور کار میکنه.
Was kümmert es mich? U چطور این مسئولیت من است؟
Was schert's mich? U چطور این مسئولیت من است؟
Wie funktioniert das? U این چطور کار می کند؟
Wie können Sie es wagen, das zu sagen? U چطور جرات میکنی اینو بگی؟
Was für einen Eindruck machte er? U او برای شما چطور به نظر رسید؟
Wie wechsel ich die Sprache nach Persisch? U زبان [دستگاه] را چطور به فارسی بر می گردانم؟
Was hat sich in dieser halben Stunde abgespielt? U این نیم ساعت چطور پیش رفت؟
Wie kann ich das Zimmer kühler [wärmer] machen? U چطور می توانم اتاق را سردتر [گرمتر] بکنم؟
Wie tickt er [sie] ? U او [مرد ] [زن] چطور [از نظر روانی] عمل میکند؟
Womit verdienst du deinen Lebensunterhalt? U معاش خودت را چطور در می آوری؟ [چکاره هستی؟]
Wie zeige ich ihm meine gefühle? U چطور احساس خودم رو به او [مرد] نشون بدم؟
Wie zeig ich ihm, dass ich ihn mag? U چطور به او [مرد] نشون بدم که دوستش دارم؟
Wie ist es dir beim Vorstellungsgespräch ergangen [gegangen] ? U مصاحبه مربوط به شغلت چطور گذشت؟ [اصطلاح روزمره]
Deckelfolie {f} U کلاهک لیوان
Wie können wir die Fliegen von dem Essen hier abhalten? U چطور می توانیم مگسها را از این غذا دور نگه داریم؟
Helm {m} U کلاهک دودکش [شیمی]
Haube {f} U کلاهک دودکش [شیمی]
Wie zeige ich ihr ohne Worte, dass ich verliebt bin U چطور بدون اینکه حرفی بزنم به او [زن] نشون بدم که عاشق شدم؟
Benzin {n} U بنزین
Ich möchte ein wenig ausholen und erläutern wie ... U به من اجازه بدهید از اول داستان در گذشته شروع بکنم و توضیح بدهم که چطور ...
Wie merkt man, wenn das Trommelfell gerissen ist U آدم چطور متوجه می شود، وقتی که پرده گوش پاره شده است؟
Benzinkanister {m} U حلب بنزین
tanken U بنزین زدن
Tankstelle {f} U پمپ بنزین
Tankkarte {f} U کارت بنزین
Benzinuhr {f} U عقربه بنزین
Benzintank {m} U مخزن بنزین
Benzinpreis {m} U بهای بنزین
Man sollte wissen, wie man ein Ei kocht - das gehört zum Koch-Einmaleins. U باید بدانی چطور تخم مرغ بپزی. این کار پایه آشپزی است.
Ich brauche Benzin. U می خواهم بنزین بزنم.
Was für Benzin nimmt er? U چه نوع بنزین می پذیرد؟
Sprit {m} U بنزین [اصطلاح روزمره]
Bleibenzin {n} U بنزین سرب دار
Tankwart U کارگر پمپ بنزین
bleifrei [Benzin] <adj.> U بدون سرب [بنزین]
Die nächste Tankstelle? U پمپ بنزین نزدیک [کجاست] ؟
Der Bus hielt an, um zu tanken. U اتوبوس نگه داشت تا بنزین بزند.
Drosselklappe {f} U نوعی دریچه تنظیم [بخار، بنزین]
Ich brauche bleifrei [Normal, Super, Diesel] . U بنزین بدون سرب [معمولی. سوپر. دیزل] می خواهم بزنم.
Was habe ich dir angetan? U من چه کارت کردم؟ [من چطور تو را دلخور کردم؟]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com