Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Familienforschung {f} U پژوهش خانواده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Erforschung {f} U پژوهش
Forschung {f} U پژوهش
Erkundung {f} U پژوهش
Untersuchung {f} U پژوهش
Beschwerdeverfahren {n} U پژوهش خواهی
Berufungskläger {m} U پژوهش خواه
etwas verteidigen [Arbeit, Projekt, Ergebnisse...] U از چیزی دفاع کردن [ گزارش نتایج پژوهش یا پروژه یا تز ...] [دانشگاه ]
Es bleibt der Zukunft vorbehalten, die Studie unter besser kontrollierten Bedingungen zu wiederholen. U این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
Familie {f} [Fam.] U خانواده
Angehörige {pl} U خانواده
Familie {f} U خانواده
Familienzuwachs {m} U ازدیاد خانواده
Familienmitglied {n} U عضو خانواده
Familienplanung {f} U تنظیم خانواده
Familiengericht {n} U دادگاه خانواده
Familienvater {m} U رییس خانواده
Familienrat {m} U شورای خانواده
Familienglück {n} U سعادت خانواده
Familienkreis {m} U جمع خانواده [در]
Ernährer {m} U سرپرست [خانواده]
in den Schoß der Familie zurückkehren U به خانواده خود برگشتن
Familienermäßigung {f} U تخفیف برای خانواده
Familienminister {m} U وزیر امور خانواده
Einfamilienhaus {n} U خانه کوچک [برای یک خانواده]
eine der angesehensten Familien U یکی از خانواده های بسیار محترم شمرده
Familiennachzug {m} U مهاجرت پیروی عضوهای خانواده [اصطلاح رسمی ]
Diese Familie scheint vom Pech verfolgt zu sein. U به نظر می رسد که این خانواده جادو شده است.
Beruf und Familie auf einen Nenner [unter einen Hut] bringen U به کار [خود] و خانواده [در منزل] همزمان رسیدگی کردن
die traditionelle Mittelschicht U کسب و کار و خانواده های متوسط در اجتماعی به عنوان یک گروه
Was hält die traditionelle Mittelschicht von dieser Politik? U بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
Unterbringung {f} bei einer Gastfamilie U خانواده مهمان دار [کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
Unterkunft {f} bei einer Gastfamilie U خانواده مهمان دار [کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
Weichensteller {m} U دروازه بان [برای مثال دکتر خانواده که پیشنهاد تراپی یا تشخیص عیب شناسی می دهد]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com