Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 15 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Camembert {m} U پنیر فرانسوی [کپک دار و بودار]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
käse U پنیر
Käse {m} U پنیر
Käsebrot {n} U ساندویچ پنیر
Edelpilzkäse {m} U نوعی پنیر قارچدار
Französisch U فرانسوی
Französin {f} U فرانسوی [زن]
Franzose {m} U فرانسوی
Brotberuf {m} <idiom> <noun> U شغلی که نان و پنیر میدهد [اصطلاح روزمره]
Blätterteig {m} U خمیر پای فرانسوی [غذا و آشپزخانه]
Cheddar {m} U پنیر چدر [شهری در انگلیس] [پنیری معمولا زرد رنگ و تند مزه]
Cheddarkäse {m} U پنیر چدر [شهری در انگلیس] [پنیری معمولا زرد رنگ و تند مزه]
Im Vergleich zu den Franzosen essen die Briten weit weniger Fisch. U در مقایسه با فرانسوی ها، انگلیسی ها به مراتب کمتر ماهی می خورند.
rohes Gemüse, Rohkost U پیش غذای فرانسوی [سبزی خام قآچ شده با سوس]
Der französischsprachige Teilnehmer ist abwesend, wodurch sich eine Dolmetschung erübrigt. U شریک فرانسوی زبان غایب است. به این علت ترجمه [شفاهی] زاید است.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com