Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Filmheld
{m}
U
هنرپیشه اول فیلم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Artist
{m}
U
هنرپیشه
Artistin
{f}
U
هنرپیشه
Darstellerin
{f}
U
هنرپیشه
[زن]
Schauspielerin
{f}
U
هنرپیشه
[زن]
Darsteller
{m}
U
هنرپیشه
Schauspieler
{m}
U
هنرپیشه
eine ehrgeizige Schauspielerin
U
هنرپیشه ای
[زن]
نامجو
Filmschauspielerin
{f}
U
هنرپیشه سینما
[زن]
Filmschauspieler
{m}
U
هنرپیشه سینما
Filmstar
{m}
U
هنرپیشه سینما
Charakterdarsteller
{m}
U
هنرپیشه شخصیت ساز
Schauspieler
{m}
U
هنرپیشه نمایشهای خنده دار
Fehlbesetzung
{f}
U
سپردن نقش اشتباه به هنرپیشه
Fernsehspiel
{n}
U
فیلم تلویزیونی
Drehbuch
{n}
U
داستان فیلم
Fernsehfilm
{m}
U
فیلم تلویزیونی
Dokumentarfilm
{m}
U
فیلم مستند
Filmregisseur
{m}
U
کارگردان فیلم
Filmvorstellung
{f}
U
نمایش فیلم
Entwicklung
{f}
U
ظهور
[فیلم]
Filmspule
{f}
U
قرقره فیلم
Filmpreis
{m}
U
جایزه فیلم
Drehbuch
{n}
U
فیلم نامه
Filmspule
{f}
U
حلقه فیلم
Farbfilm
{m}
U
فیلم رنگی
Filmstreifen
{m}
U
نوار فیلم
Film
{m}
U
فیلم
[عکاسی یا سینما]
Filmprojektor
{m}
U
دستگاه پرژکتور فیلم
Filmatelier
{n}
U
استودیوی فیلم برداری
Filmgelände
{n}
U
استودیوی فیلم برداری
Machen Sie von jedem Film drei Abzüge.
U
از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
Filmkamera
{f}
U
دوربین فیلم برداری
Filmstudio
{n}
U
استودیوی فیلم برداری
Filmgesellschaft
{f}
U
شرکت فیلم سازی
Filmvorschau
{f}
U
نمایش نمونه فیلم
Filmleinwand
{f}
U
پرده نمایش فیلم
Szenario
{n}
U
متن فیلم سینمایی
Drehbuchautor
{m}
U
فیلم نامه نویس
Filmproduzent
{m}
U
تهیه کننده فیلم
fesselnd
<adj.>
U
مجذوب کننده
[کتاب یا فیلم]
spannend
<adj.>
U
مجذوب کننده
[کتاب یا فیلم]
auftreten
U
بازی کردن
[فیلم یا تئاتر]
Entwickler
{m}
U
دوای ظاهر کردن فیلم
Protagonist
{m}
U
بازیگر عمده
[در فیلم یا نمایش]
Vorkämpfer
{m}
U
بازیگر عمده
[در فیلم یا نمایش]
Sie stellt in dem Film eine Tänzerin dar.
U
او
[زن]
نقش یک رقاص
[زن]
را در فیلم بازی می کند.
sich
[Dativ]
eine DVD reinziehen
<idiom>
U
فیلم دی وی دی نگاه کردن
[اصطلاح روزمره]
nicht zum Ansehen
[Anschauen]
[Film, TV]
<adj.>
U
ارزش دیدن نداشته باشد
[فیلم یا تلویزیون]
Die Dokumentation versucht, die Ereignisse wahrheitsgetreu zu schildern.
U
این فیلم مستند تلاش می کند صادقانه رویدادها را توصیف کند.
Vorlage
{f}
auf Film
U
فیلم شفاف چاپ افست
[فناوری چاپ ]
Die Botschaft des Films ist, dass ...
U
پیام این فیلم این است که ...
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com