Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Äquivalent
{n}
U
هم ارزش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Auswertung
{f}
U
ارزش گذاری
Preis
{m}
U
ارزش
Die Preise verstehen sich inklusive Mehrwertsteuer und Bedienung.
U
منظور از قیمتها شامل مالیات بر ارزش افزوده و سرویس می باشد.
Mehrwertsteuer
{f}
[MwSt.]
;
[MWSt.]
U
مالیات بر ارزش افزوده
[اقتصاد]
ausschließlich Mehrwertsteuer
U
مالیات بر ارزش افزوده شامل نمی شود
Die Mehrwertsteuer ist gesondert auszuweisen.
U
مالیات بر ارزش افزوده باید جداگانه نشان داده شود.
Einmalkennwort
{n}
U
اسم رمزی که تنها یک بار ارزش دارد
Einmalpasswort
{n}
U
اسم رمزی که تنها یک بار ارزش دارد
netto
<adv.>
U
خالص
[مانند ارزش یا محصول یا سود]
[اقتصاد]
rein
<adv.>
U
خالص
[مانند ارزش یا محصول یا سود]
[اقتصاد]
nach allen Abzügen
<adv.>
U
خالص
[مانند ارزش یا محصول یا سود]
[اقتصاد]
Finanzverschuldung
{f}
U
نسبت قرض به ارزش سهام معمولی شرکتی
[اقتصاد]
Netto-Finanzverschuldung
U
نسبت خالص قرض به ارزش سهام معمولی شرکتی
[اقتصاد]
Der Grüntee wird wegen seiner gesundheitsfördernden Eigenschaften geschätzt.
U
ارزش چای سبز در خواص سلامت بخش آن است.
Wahrheitstabelle
{f}
U
جدول ارزش
[منطق]
[ریاضی]
nicht zum Ansehen
[Anschauen]
[Film, TV]
<adj.>
U
ارزش دیدن نداشته باشد
[فیلم یا تلویزیون]
gegenwertiger Wert
{m}
U
ارزش فعلی
kosten
U
ارزش داشتن
taugen
U
با ارزش بودن
Da steckt mehr dahinter.
U
ارزش
[و یا حقایق]
پنهان در مورد چیزی وجود دارد.
Ich bin es nicht wert.
U
من ارزش اونو ندارم.
Deut
{m}
U
سکه کم ارزش
Durchschnittswert
{m}
U
ارزش متوسط
Anschaffungswert
{m}
U
ارزش تهیه
Abschlag
{m}
U
کاهش ارزش
[سهام]
Bilanzwert
{m}
U
ارزش ترازنامه
etwas
[Akkusativ]
kleinreden
U
چیزی را کم ارزش کردن
etwas
[Akkusativ]
herabmindern
U
چیزی را کم ارزش کردن
etwas
[Akkusativ]
schmälern
U
چیزی را کم ارزش کردن
tiefstapeln
[was die eigene Person betrifft]
U
خود را کم ارزش کردن
sein Licht unter den Scheffel stellen
U
خود را کم ارزش کردن
Aufwertung
{f}
U
افزایش ارزش
Anlagewert
{m}
U
ارزش سرمایه
Abschätzung
{f}
U
ارزش گذاری
Aufwertung
{f}
U
تعیین ارزش
Firmenwert
{m}
U
ارزش شرکت
eine bloße Lappalie
U
هیچ
[اهمیت یا ارزش چیزی ]
eine bloße Lappalie
U
هیچ و پوچ
[اهمیت یا ارزش چیزی ]
Abwertung
{f}
U
کاهش ارزش
Bezugswert
{m}
U
ارزش تهیه
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com