Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Forstfrevel {m} U نقض قوانین جنگل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Buchenhain {m} U جنگل آلش
Forst {m} U جنگل
Eichenwald {m} U جنگل بلوط
Erlenbusch {m} U جنگل توسه
Aufforstung {f} U احداث جنگل
Forstrevier {n} U حوزه جنگل
Erlenbusch {m} U جنگل توسکا
Entwaldung {f} U انهدام جنگل
Forstrevier {n} U بخشی از جنگل
Schwarzwald {m} U جنگل سیاه
Eichenhain {m} U جنگل بلوط
Aufforstung {f} U جنگل کاری
Dschungel {m} U نوعی جنگل
Durchforstung {f} U قطع درخت جنگل
Forstfrevel {m} U تخلف از قانون جنگل
Entwaldung {f} U قطع درختان جنگل
durch Wald und Flur U از میان جنگل و دشت چمن پوشیده
gültig <adj.> U طبق مجموعهای قوانین
schlagkräftige Gesetze zur Korruptionsbekämpfung U قوانین ثمربخش ضد فساد
Vollstreckung {f} von Gesetzen U اجرای قوانین [حقوقی]
zulässig <adj.> U طبق مجموعهای قوانین
Mahagoni war einst im tropischen Urwald stark verbreitet [reichhaltig] vorhanden. U یک موقعی چوب ماهون در جنگل های استوایی فراوان بود.
De Morgansche Regeln {pl} U قوانین دومورگان [ریاضی] [منطق]
De Morgansche Gesetze {pl} U قوانین دومورگان [ریاضی] [منطق]
Jemanden zurückpfeifen U کسی را با مجموعهای قوانین مطابق کردن
die protokollarischen Vorschriften U قوانین قرارداد [صورت جلسه کنفرانس ]
Was sind die wichtigsten Änderungen gegenüber den bisherigen Regelungen? U تغییرات اصلی نصبت به قوانین قبلی چه هستند؟
Die Waffengesetze müssen überdacht werden. U قوانین تفنگ نیاز به بازبینی [تجدید نظر] دارند.
Kolonie {f} U گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی از قوانین و حکومت کشورشان در آنجا پیروی کنند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com