Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Abkürzungszeichen {n} U نشانه اختصاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Abkürzungszeichen {n} U علامت اختصاری
Abk. [Abkürzung] {f} U واژه اختصاری
Abbreviatur {f} U علامت اختصاری
Ausdruck {m} U نشانه
Anzeige {f} U نشانه
Beweis {m} U نشانه
Anzeichen {n} U نشانه
Abzeichen {n} U نشانه گذاری
Erkennungszeichen {n} U نشانه شناسایی
Huldigung {f} U نشانه ی تکریم و وفاداری
Ehrerbietung {f} U نشانه ی تکریم و وفاداری
Symptome {pl} U نشانه های بیماری
Hommage {f} U نشانه ی تکریم و وفاداری
Zum Zeichen, dass ich dich liebe. U به نشانه اینکه دوست دارم.
guter Schütze {m} U نشانه گیر [ارتش و ورزش]
Scharfschütze {m} U نشانه گیر [ارتش و ورزش]
Meisterschütze {m} U نشانه گیر [ارتش و ورزش]
adressieren U نشانه گیرنده را روی پاکت گذاشتن
Achselzucken {n} U شانه بالا انداختن [به نشانه شک و بی اطلاعی]
nicht klüger sein als zuvor [vorher] <idiom> U ملتفت نشدن [با وجود نشانه ها و توضیحات]
Marke {f} U مشخصه [نشانه] [علامت] [حروف شناسایی موضوعی]
die Achseln zucken <idiom> U نشانه بی علاقه [لاقید] یا نا آگاه بودن [اصطلاح]
anvisieren [von] U نشانه گرفتن به [هدف گیری کردن به] [قصد داشتن به]
ausrichten [auf] U نشانه گرفتن به [هدف گیری کردن به] [قصد داشتن به]
zielen [auf] U نشانه گرفتن به [هدف گیری کردن به] [قصد داشتن به]
richten [auf] U نشانه گرفتن به [هدف گیری کردن به] [قصد داشتن به]
trachten U نشانه گرفتن به [هدف گیری کردن به] [قصد داشتن به]
Tribut {m} U باج [یکی از طرفین به عنوان نشانه ای از احترام و یا تسلیم و یا وفاداری به دیگریمی دهد]
Abgabe {f} U باج [یکی از طرفین به عنوان نشانه ای از احترام و یا تسلیم و یا وفاداری به دیگریمی دهد]
Verbreitete Symptome für Diabetes sind Gewichtsverlust und Müdigkeit. U نشانه های رایج بیماری قند از دست دادن وزن و خستگی هستند.
auf bestimmte Symptome achten U توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
auf etwas zielen U هدف گیری [نشانه گیری] کردن به چیزی
auf etwas abzielen U هدف گیری [نشانه گیری] کردن به چیزی
anstreichen U علامت گذاشتن [نشانه گذاشتن ]
signalisieren U علامت دادن [نشانه دادن]
anzeigen U علامت دادن [نشانه دادن]
ankündigen U علامت دادن [نشانه دادن]
kennzeichnen U علامت گذاشتن [نشانه گذاشتن ]
markieren U علامت گذاشتن [نشانه گذاشتن ]
mathematische Notation {f} U نشانه گذاری ریاضی [ریاضی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com