Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Bauernbrot
{n}
U
نان مخصوص روستا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Dorf
{n}
U
روستا
Bauernbursche
{m}
U
روستا زاده
Pflüger
{m}
U
شخم زن
[کشاورز ]
[روستا ]
Die Miliz brannte das Dorf nieder, nahm die Bewohner gefangen und verlangte Lösegeld für sie.
U
جنگجویان غیر نظامی روستا را آتش زدند. ساکنین را اسیر گرفتند و درخواست پول برای آزادی آنها کردند.
außergewöhnlich
<adj.>
U
مخصوص
außerordentlich
<adj.>
U
مخصوص
ungewöhnlich
<adj.>
U
مخصوص
Ehrensitz
{m}
U
جایگاه مخصوص
Ehrenplatz
{m}
U
جایگاه مخصوص
Charakterzug
{m}
U
علامت مخصوص
Beigeschmack
{m}
U
طعم مخصوص
Riegel
{m}
U
پیچ مخصوص قفل کردن در
Faktotum
{n}
U
پیشخدمت مخصوص
Anzeigenblatt
{n}
U
روزنامه مخصوص اعلانات
Einmachzucker
{m}
U
شکر مرباپزی
[مخصوص]
Abtreibungsklinik
{f}
U
درمانگاه مخصوص کورتاژ
Blendlaterne
{f}
U
چراغ مخصوص دزدی
Fernsehsatellit
{m}
U
ماهواره مخصوص تلویزیون
Blindenschrift
{f}
U
الفبای مخصوص نابینایان
Darre
{f}
U
نوعی بیماری مخصوص حیوانات
Autokino
{n}
U
سینمای مخصوص اتومبیل سواران
Brausepulver
{n}
U
پودر مخصوص نوشابه گازدار
Brusttee
{m}
U
مایع جوشانده
[مخصوص سینه]
Expander
{m}
U
فنر تقویت عضلات
[مخصوص]
Aerogramm
{n}
U
کاغذ مخصوص پست هوایی
Beschäler
{m}
U
اسب مخصوص جفت گیری
Papierkorb
{n}
U
سطل زباله مخصوص کاغذ
Kauderwelsch
{n}
U
اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته
Jargon
{m}
U
اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته
Anrichte
{f}
U
میز
[مخصوص سرو کردن غذا]
Barhocker
{m}
U
چهار پایه مخصوص پشت بار
Signalhorn
{n}
U
بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
Trompe de Chasse
{f}
U
بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
Jagdhorn
{n}
U
بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
Gutsle
{n}
[Süddeutschland ]
U
بیسکویت مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Weihnachtsplätzchen
{n}
بیسکویت مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Guetzli
{n}
[Schweiz]
[Keks]
U
بیسکویت مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Guatl
{n}
U
بیسکویت مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Sandkasten
{m}
U
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
Dachbodenleiter
{f}
U
نردبان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Etüde
{f}
U
اتود
[قطعه مخصوص تمرین موسیقی]
Druckwalze
{f}
U
نورد یا غلطک دستگاه چاپ
[مخصوص]
Abfüllanlage
{f}
U
دستگاه مخصوص پر کردن مایعات در بطری
Allzweckreiniger
{m}
U
ماده مخصوص برای انواع نظافت
Dachbodenleiter
{f}
U
پلکلان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Domino
{m}
U
شنل اشخاص ماسک دار
[مخصوص]
Sandkiste
{f}
U
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
Gutsle
{n}
[Süddeutschland ]
U
شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Feuerwehrleiter
{f}
U
نردبان چرخان
[مخصوص ماشین آتش نشانی]
Drehleiter
{f}
U
نردبان چرخان
[مخصوص ماشین آتش نشانی]
hinter der Bühne
<adj.>
<adv.>
U
پشت پرده نمایش
[مخصوص اطاق رخت کن]
Guetzli
{n}
[Schweiz]
[Keks]
U
شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Guatl
{n}
U
شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Flaschenzug
{m}
U
دستگاه مخصوص بالا کشیدن بار سنگین
Weihnachtsplätzchen
{n}
U
شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Darre
{f}
U
تنور مخصوص خشک کردن
[برای انواع غله و میوه]
Alphorn
{n}
U
کرنا
[ساز بادی چوبی مخصوص کوه های آلپ]
Kassenskonto
{n}
U
تخفیف نقدی
[تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد]
Barzahlungsrabatt
{m}
U
تخفیف نقدی
[تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد]
Barzahlungsskonto
{m}
U
تخفیف نقدی
[تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد]
Kassaskonto
{n}
U
تخفیف نقدی
[تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد]
[اقتصاد]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com