Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 8 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
defekt <adj.> U ناقص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Ellipse {f} U جمله ناقص
schadhaftes Brennelement {n} U ماده سوخت ناقص
keine halben Sachen machen U کاری را ناقص انجام ندادن
Der Vergleich hinkt. U مقایسه گمراه کننده [ ناقص ] است.
Auftakt {m} U ضربه ناقص رهبر ارکستر بلافاصله قبل از اجرای اثر
Wer zu viel fasst, lässt viel fallen. <proverb> U کسی که کاری بیش از تواناییش را بپذیرد آن کار را ناقص انجام می دهد.
renovieren U تعمیر کردن [دستگاهی تازه که در کارخانه ساخته شده ولی ناقص باشد]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com