Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 11 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
tot
<adj.>
U
مرده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tot oder lebendig
U
مرده یا زنده
Feuerbestattung
{f}
U
مرده سوزان
für tot befunden
U
مرده تعیین کردن
Jemanden für tot erklären
U
کسی را مرده اعلان کردن
Beinhaus
{n}
U
محل امانت گذاردن استخوان مرده
Hühnerauge
{n}
میخچه
[ضایعه ای پینه ای شکل از پوست مرده]
Bahre
{f}
U
برانکار
[برای حمل بیمار، زخمی،مرده]
Er konnte aber nur noch
[nur mehr]
tot geborgen werden.
U
اما ممکن بود او
[مرد]
فقط مرده بازیافته شود.
Erde zu Erde
U
از خاک بدنیا می آییم و به خاک بر میگردیم
[دعای کشیش روی مرده]
tote Sprache
{f}
U
زبان مرده
[زبان شناسی]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com