Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
ausschließlich Mehrwertsteuer U مالیات بر ارزش افزوده شامل نمی شود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Die Preise verstehen sich inklusive Mehrwertsteuer und Bedienung. U منظور از قیمتها شامل مالیات بر ارزش افزوده و سرویس می باشد.
Other Matches
Mehrwertsteuer {f} [MwSt.] ; [MWSt.] U مالیات بر ارزش افزوده [اقتصاد]
Die Mehrwertsteuer ist gesondert auszuweisen. U مالیات بر ارزش افزوده باید جداگانه نشان داده شود.
Brutto {n} U بهای کالا با مالیات [دستمزد یا حقوق قبل از کاهش مالیات و خرج اجتماعی]
Tobin-Steuer {f} U مالیات توبین [مالیات برای تبدیل واحد پولی به واحد پول دیگری]
außerplanmäßig <adj.> U افزوده
zusätzlich <adj.> U افزوده
zugewiesen <adj.> <past-p.> U افزوده شده
enthalten U شامل بودن
aus [Dat] bestehen U شامل بودن
umschlingen U شامل بودن
[sich] umarmen U شامل بودن
umfassen U شامل بودن
herbeiführen U شامل بودن [دربرگرفتن]
Bedienung inklusive U سرویس شامل می شود
in etwas inbegriffen sein U شامل پودن [در چیزی]
Die Bedienung ist im Preis inbegriffen. U سرویس در بها شامل است.
Babyausstattung {f} U لوازم نوزاد [شامل تخت و غیره]
Bibel {f} U کتاب مقدس [شامل انجیل و تورات ]
einen Spieler aufstellen U شامل کردن [شمردن] بازیگری در یک بازی [ورزش]
Preis {m} U ارزش
Äquivalent {n} U هم ارزش
Mangel {f} U دستگاه برای چلاندن یاصاف کردن پارچه [شامل دو استوانه نزدیک به هم است]
Steuer {f} U مالیات
Gebühr {f} U مالیات
Abgabe {f} U مالیات
Bilanzwert {m} U ارزش ترازنامه
Deut {m} U سکه کم ارزش
Aufwertung {f} U افزایش ارزش
Anlagewert {m} U ارزش سرمایه
Abschätzung {f} U ارزش گذاری
Auswertung {f} U ارزش گذاری
Durchschnittswert {m} U ارزش متوسط
Anschaffungswert {m} U ارزش تهیه
taugen U با ارزش بودن
kosten U ارزش داشتن
Firmenwert {m} U ارزش شرکت
Abwertung {f} U کاهش ارزش
gegenwertiger Wert {m} U ارزش فعلی
Bezugswert {m} U ارزش تهیه
Aufwertung {f} U تعیین ارزش
Besteuerung {f} U وضع مالیات
frei von Steuerabgaben <adj.> U بدون مالیات
frei von Steuerabgaben <adj.> U معاف از مالیات
steuerfrei <adj.> U معاف از مالیات
steuerbefreit <adj.> U معاف از مالیات
Auflage {f} U مالیات بندی
von der Steuer befreit <adj.> U معاف از مالیات
Erbschaftssteuer {f} U مالیات بر ارث
Einkommensteuer {f} U مالیات بر درآمد
von der Steuer befreit <adj.> U بدون مالیات
Besteuerung {f} U مالیات گیری
Besteuerung {f} U مالیات بندی
zu versteuernd <adj.> U مشمول مالیات
steuerbar <adj.> U مشمول مالیات
steuerpflichtig <adj.> U مشمول مالیات
abgabenfrei <adj.> U بدون مالیات
steuerbefreit <adj.> U بدون مالیات
steuerfrei <adj.> U بدون مالیات
progressive Steuer {f} U مالیات تصاعدی
Steuerbehörde {f} U اداره مالیات
abgabepflichtig <adj.> U مشمول مالیات
[nach oben] gestaffelte Steuer U مالیات تصاعدی
Steuer erlassen U مالیات را بخشیدن
Kfz-Steuer {f} U مالیات خودرو
Steuern {pl} vom Einkommen U مالیات درآمد
Erhöhung {f} der Steuern U افزایش مالیات
regressive Steuer U مالیات نزولی
[nach unten] gestaffelte Steuer U مالیات نزولی
Finanzabgabe {f} U مالیات بندی
Abgabe {f} U مالیات بندی
Steuern zahlen U مالیات پرداختن
kommunale Steuern {pl} U مالیات محله ای
Ich bin es nicht wert. U من ارزش اونو ندارم.
Abschlag {m} U کاهش ارزش [سهام]
etwas [Akkusativ] kleinreden U چیزی را کم ارزش کردن
etwas [Akkusativ] schmälern U چیزی را کم ارزش کردن
tiefstapeln [was die eigene Person betrifft] U خود را کم ارزش کردن
sein Licht unter den Scheffel stellen U خود را کم ارزش کردن
etwas [Akkusativ] herabmindern U چیزی را کم ارزش کردن
Abgleich nach Steuer U میزان حساب پس از مالیات
Kapitalertragsteuer {f} U مالیات بر سود سرمایه
Steuer umgehen U فرار از پرداخت مالیات
Steuer einziehen U مالیات دریافت کردن
Steuer {f} auf privates Einkommen U مالیات درآمد شخصی
vor [nach] Abzug der Steuern U قبل [پس] از کسر مالیات
benachteiligende Steuer U مالیات تبعیض آمیز
diskriminierende Steuer {f} U مالیات تبعیض آمیز
veranlagte Steuer {f} U مالیات سنجیده شده
gestaffelte Steuer {f} U مالیات پس افتاده [معوق]
latente Steuer {f} U مالیات پس افتاده [معوق]
vor [nach] Steuern U قبل [پس] از کسر مالیات
Steuern erheben U بالا بردن مالیات
der Steuer unterliegen U مشمول مالیات بودن
eine Steuer auf etwas [Akkusativ] erheben U بر چیزی مالیات بستن
fällige Steuern {pl} U مالیات سر رسید شده
Steuersünderin {f} U فرارکن [ زن ] از پرداخت مالیات
Steuern hinterziehen U فرار از پرداخت مالیات
einziehen U مالیات اخذ کردن
einziehen U مالیات وضع کردن
einziehen U مالیات بندی کردن
ohne Steuern und Einbehalte U خالص پس از مالیات و کسورات
eine bloße Lappalie U هیچ [اهمیت یا ارزش چیزی ]
Wahrheitstabelle {f} U جدول ارزش [منطق] [ریاضی]
Abgleich vor Steuer U میزان حساب قبل از مالیات
Steuersünder {m} U فرارکن [مرد ] از پرداخت مالیات
Der Arbeitgeber zieht die Steuer vom Einkommen ab. U کارفرما مالیات را از درآمد کم می کند.
Vor-Steuer-Betrag {m} U وجه [قدر] قبل از مالیات
die Steuer hintergehen U طفره رفتن ازپرداخت مالیات
umlagepflichtig <adj.> U مشمول مالیات [ امور مالی]
rückerstattungsfähige Steuer {f} U مالیات ادعا [استرداد] پذیر
jemanden zur Steuer heranziehen U از کسی مالیات [عوارض] گرفتن
Freibetrag {m} U درآمد غیر مشمول مالیات
Alkoholsteuer {f} U مالیات نوشابه های الکلی
eine bloße Lappalie U هیچ و پوچ [اهمیت یا ارزش چیزی ]
Steuer abziehen U مالیات کم کردن [ از درآمد یا بهای کالایی]
alle Steuerabgaben übernehmen U پرداخت همه مالیات را برعهده گرفتن
Cashflow-Steuer {f} U مالیات جریان نقدی [امور مالی]
etwas mit einer Abgabe belegen U وضع کردن مالیات برای جیزی
etwas von der Steuer absetzen U چیزی را با مالیات برابر [بالانس] کردن
Der Senator sprach sich für eine Steuersenkung aus. U سناتور از کاهش مالیات طرفداری کرد.
nach allen Abzügen <adv.> U خالص [مانند ارزش یا محصول یا سود] [اقتصاد]
rein <adv.> U خالص [مانند ارزش یا محصول یا سود] [اقتصاد]
netto <adv.> U خالص [مانند ارزش یا محصول یا سود] [اقتصاد]
nicht zum Ansehen [Anschauen] [Film, TV] <adj.> U ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
Einmalpasswort {n} U اسم رمزی که تنها یک بار ارزش دارد
Einmalkennwort {n} U اسم رمزی که تنها یک بار ارزش دارد
alle Zollgebühren und Abgaben tragen U تمام عوارض گمرکی و مالیات را به عهده گرفتن
Steuern abführen [entrichten] U مالیات پرداختن [مثال کارفرما] [امور اداری]
alle sonstigen Abgaben U همه مالیات ها و حقوق گمرکی های دیگر
Inklusive Steuer und Versicherung? U مالیات و بیمه شاملش [نرخ کرایه] می شود؟
Unkosten von der Steuer absetzen U هزینه های جانبی را از مالیات کسر کنند
Finanzverschuldung {f} U نسبت قرض به ارزش سهام معمولی شرکتی [اقتصاد]
Der Grüntee wird wegen seiner gesundheitsfördernden Eigenschaften geschätzt. U ارزش چای سبز در خواص سلامت بخش آن است.
Da steckt mehr dahinter. U ارزش [و یا حقایق] پنهان در مورد چیزی وجود دارد.
in Abrechnung bringen [rechnerisch abziehen] U در نظر گرفتن [شامل حساب کردن ] [کم کردن] [کسرکردن ] [اصطلاح رسمی] [اقتصاد]
Selbstanzeige {f} U افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Nacherklärung {f} U افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Netto-Finanzverschuldung U نسبت خالص قرض به ارزش سهام معمولی شرکتی [اقتصاد]
Briefkastenfirma im steuergünstigen Ausland U شرکت صندوق پستی در خارج از کشور [ برای سود در مالیات]
Steuerkarussell {n} U کلاه برداری در مالیات [بوسیله چند شرکت جعلی در اتحادیه اروپا]
eine Nacherklärung einreichen U تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Selbstanzeige erstatten U تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Steuerrecht {n} U افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده [قانون] [اصطلاح رسمی]
Netto {n} U خالص [قیمت یا وزن یا دستمزد] [دستمزد یا حقوق پس از کاهش مالیات و خرج اجتماعی]
netto bekommen U خالص دریافتن [دریافتن مزد پس از کسر مالیات و غیره ]
netto verdienen U خالص دریافتن [دریافتن مزد پس از کسر مالیات و غیره ]
einschätzen U ارزیابی کردن [سنجیدن] [مالیات بستن] [به خراج گذاردن بر ] [تعیین کردن ] [بستن ]
feststellen U ارزیابی کردن [سنجیدن] [مالیات بستن] [به خراج گذاردن بر ] [تعیین کردن ] [بستن ]
taxieren U ارزیابی کردن [سنجیدن] [مالیات بستن] [به خراج گذاردن بر ] [تعیین کردن ] [بستن ]
erheben U ارزیابی کردن [سنجیدن] [مالیات بستن] [به خراج گذاردن بر ] [تعیین کردن ] [بستن ]
etwas [Akkusativ] abschätzen U چیزی را ارزیابی کردن [سنجیدن] [مالیات بستن بر چیزی] [به خراج گذاردن بر چیزی ] [تعیین کردن چیزی] [چیزی را بستن ]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com