Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Mehrwertsteuer {f} [MwSt.] ; [MWSt.] U مالیات بر ارزش افزوده [اقتصاد]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Die Preise verstehen sich inklusive Mehrwertsteuer und Bedienung. U منظور از قیمتها شامل مالیات بر ارزش افزوده و سرویس می باشد.
ausschließlich Mehrwertsteuer U مالیات بر ارزش افزوده شامل نمی شود
Die Mehrwertsteuer ist gesondert auszuweisen. U مالیات بر ارزش افزوده باید جداگانه نشان داده شود.
Other Matches
Brutto {n} U بهای کالا با مالیات [دستمزد یا حقوق قبل از کاهش مالیات و خرج اجتماعی]
Tobin-Steuer {f} U مالیات توبین [مالیات برای تبدیل واحد پولی به واحد پول دیگری]
zusätzlich <adj.> U افزوده
außerplanmäßig <adj.> U افزوده
zugewiesen <adj.> <past-p.> U افزوده شده
Preis {m} U ارزش
Äquivalent {n} U هم ارزش
Gebühr {f} U مالیات
Abgabe {f} U مالیات
Steuer {f} U مالیات
taugen U با ارزش بودن
Aufwertung {f} U افزایش ارزش
Anlagewert {m} U ارزش سرمایه
Abschätzung {f} U ارزش گذاری
Aufwertung {f} U تعیین ارزش
Firmenwert {m} U ارزش شرکت
Bilanzwert {m} U ارزش ترازنامه
Deut {m} U سکه کم ارزش
Durchschnittswert {m} U ارزش متوسط
Anschaffungswert {m} U ارزش تهیه
Bezugswert {m} U ارزش تهیه
Abwertung {f} U کاهش ارزش
gegenwertiger Wert {m} U ارزش فعلی
Auswertung {f} U ارزش گذاری
kosten U ارزش داشتن
steuerfrei <adj.> U معاف از مالیات
frei von Steuerabgaben <adj.> U بدون مالیات
frei von Steuerabgaben <adj.> U معاف از مالیات
Einkommensteuer {f} U مالیات بر درآمد
Auflage {f} U مالیات بندی
Besteuerung {f} U وضع مالیات
Besteuerung {f} U مالیات بندی
Besteuerung {f} U مالیات گیری
steuerbefreit <adj.> U معاف از مالیات
Erbschaftssteuer {f} U مالیات بر ارث
von der Steuer befreit <adj.> U بدون مالیات
von der Steuer befreit <adj.> U معاف از مالیات
Steuerbehörde {f} U اداره مالیات
Kfz-Steuer {f} U مالیات خودرو
Steuern {pl} vom Einkommen U مالیات درآمد
Steuern zahlen U مالیات پرداختن
kommunale Steuern {pl} U مالیات محله ای
Abgabe {f} U مالیات بندی
Finanzabgabe {f} U مالیات بندی
Steuer erlassen U مالیات را بخشیدن
Erhöhung {f} der Steuern U افزایش مالیات
[nach unten] gestaffelte Steuer U مالیات نزولی
steuerpflichtig <adj.> U مشمول مالیات
abgabenfrei <adj.> U بدون مالیات
steuerbefreit <adj.> U بدون مالیات
steuerfrei <adj.> U بدون مالیات
steuerbar <adj.> U مشمول مالیات
[nach oben] gestaffelte Steuer U مالیات تصاعدی
zu versteuernd <adj.> U مشمول مالیات
abgabepflichtig <adj.> U مشمول مالیات
progressive Steuer {f} U مالیات تصاعدی
regressive Steuer U مالیات نزولی
sein Licht unter den Scheffel stellen U خود را کم ارزش کردن
etwas [Akkusativ] herabmindern U چیزی را کم ارزش کردن
etwas [Akkusativ] kleinreden U چیزی را کم ارزش کردن
Abschlag {m} U کاهش ارزش [سهام]
tiefstapeln [was die eigene Person betrifft] U خود را کم ارزش کردن
etwas [Akkusativ] schmälern U چیزی را کم ارزش کردن
Ich bin es nicht wert. U من ارزش اونو ندارم.
vor [nach] Abzug der Steuern U قبل [پس] از کسر مالیات
Abgleich nach Steuer U میزان حساب پس از مالیات
vor [nach] Steuern U قبل [پس] از کسر مالیات
der Steuer unterliegen U مشمول مالیات بودن
fällige Steuern {pl} U مالیات سر رسید شده
eine Steuer auf etwas [Akkusativ] erheben U بر چیزی مالیات بستن
ohne Steuern und Einbehalte U خالص پس از مالیات و کسورات
Kapitalertragsteuer {f} U مالیات بر سود سرمایه
Steuer umgehen U فرار از پرداخت مالیات
Steuer einziehen U مالیات دریافت کردن
Steuer {f} auf privates Einkommen U مالیات درآمد شخصی
einziehen U مالیات اخذ کردن
einziehen U مالیات وضع کردن
einziehen U مالیات بندی کردن
latente Steuer {f} U مالیات پس افتاده [معوق]
Steuern hinterziehen U فرار از پرداخت مالیات
Steuern erheben U بالا بردن مالیات
benachteiligende Steuer U مالیات تبعیض آمیز
diskriminierende Steuer {f} U مالیات تبعیض آمیز
Steuersünderin {f} U فرارکن [ زن ] از پرداخت مالیات
veranlagte Steuer {f} U مالیات سنجیده شده
gestaffelte Steuer {f} U مالیات پس افتاده [معوق]
eine bloße Lappalie U هیچ [اهمیت یا ارزش چیزی ]
Wahrheitstabelle {f} U جدول ارزش [منطق] [ریاضی]
umlagepflichtig <adj.> U مشمول مالیات [ امور مالی]
rückerstattungsfähige Steuer {f} U مالیات ادعا [استرداد] پذیر
die Steuer hintergehen U طفره رفتن ازپرداخت مالیات
Vor-Steuer-Betrag {m} U وجه [قدر] قبل از مالیات
Abgleich vor Steuer U میزان حساب قبل از مالیات
jemanden zur Steuer heranziehen U از کسی مالیات [عوارض] گرفتن
Der Arbeitgeber zieht die Steuer vom Einkommen ab. U کارفرما مالیات را از درآمد کم می کند.
Steuersünder {m} U فرارکن [مرد ] از پرداخت مالیات
Alkoholsteuer {f} U مالیات نوشابه های الکلی
Freibetrag {m} U درآمد غیر مشمول مالیات
eine bloße Lappalie U هیچ و پوچ [اهمیت یا ارزش چیزی ]
Cashflow-Steuer {f} U مالیات جریان نقدی [امور مالی]
Steuer abziehen U مالیات کم کردن [ از درآمد یا بهای کالایی]
Der Senator sprach sich für eine Steuersenkung aus. U سناتور از کاهش مالیات طرفداری کرد.
alle Steuerabgaben übernehmen U پرداخت همه مالیات را برعهده گرفتن
etwas mit einer Abgabe belegen U وضع کردن مالیات برای جیزی
etwas von der Steuer absetzen U چیزی را با مالیات برابر [بالانس] کردن
nicht zum Ansehen [Anschauen] [Film, TV] <adj.> U ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
Einmalkennwort {n} U اسم رمزی که تنها یک بار ارزش دارد
Einmalpasswort {n} U اسم رمزی که تنها یک بار ارزش دارد
netto <adv.> U خالص [مانند ارزش یا محصول یا سود] [اقتصاد]
rein <adv.> U خالص [مانند ارزش یا محصول یا سود] [اقتصاد]
nach allen Abzügen <adv.> U خالص [مانند ارزش یا محصول یا سود] [اقتصاد]
Unkosten von der Steuer absetzen U هزینه های جانبی را از مالیات کسر کنند
Inklusive Steuer und Versicherung? U مالیات و بیمه شاملش [نرخ کرایه] می شود؟
alle sonstigen Abgaben U همه مالیات ها و حقوق گمرکی های دیگر
Steuern abführen [entrichten] U مالیات پرداختن [مثال کارفرما] [امور اداری]
alle Zollgebühren und Abgaben tragen U تمام عوارض گمرکی و مالیات را به عهده گرفتن
Da steckt mehr dahinter. U ارزش [و یا حقایق] پنهان در مورد چیزی وجود دارد.
Finanzverschuldung {f} U نسبت قرض به ارزش سهام معمولی شرکتی [اقتصاد]
Der Grüntee wird wegen seiner gesundheitsfördernden Eigenschaften geschätzt. U ارزش چای سبز در خواص سلامت بخش آن است.
Selbstanzeige {f} U افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Nacherklärung {f} U افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Netto-Finanzverschuldung U نسبت خالص قرض به ارزش سهام معمولی شرکتی [اقتصاد]
Briefkastenfirma im steuergünstigen Ausland U شرکت صندوق پستی در خارج از کشور [ برای سود در مالیات]
eine Nacherklärung einreichen U تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Steuerkarussell {n} U کلاه برداری در مالیات [بوسیله چند شرکت جعلی در اتحادیه اروپا]
Selbstanzeige erstatten U تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Steuerrecht {n} U افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده [قانون] [اصطلاح رسمی]
Netto {n} U خالص [قیمت یا وزن یا دستمزد] [دستمزد یا حقوق پس از کاهش مالیات و خرج اجتماعی]
netto bekommen U خالص دریافتن [دریافتن مزد پس از کسر مالیات و غیره ]
netto verdienen U خالص دریافتن [دریافتن مزد پس از کسر مالیات و غیره ]
taxieren U ارزیابی کردن [سنجیدن] [مالیات بستن] [به خراج گذاردن بر ] [تعیین کردن ] [بستن ]
feststellen U ارزیابی کردن [سنجیدن] [مالیات بستن] [به خراج گذاردن بر ] [تعیین کردن ] [بستن ]
erheben U ارزیابی کردن [سنجیدن] [مالیات بستن] [به خراج گذاردن بر ] [تعیین کردن ] [بستن ]
einschätzen U ارزیابی کردن [سنجیدن] [مالیات بستن] [به خراج گذاردن بر ] [تعیین کردن ] [بستن ]
etwas [Akkusativ] abschätzen U چیزی را ارزیابی کردن [سنجیدن] [مالیات بستن بر چیزی] [به خراج گذاردن بر چیزی ] [تعیین کردن چیزی] [چیزی را بستن ]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com