Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Wieviel kostet das?
U
قیمت این چقدر است؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Wie viel kostet ihr günstigstes Zimmer?
U
قیمت ارزانترین اتاق شما چقدر است؟
Wieviel kostet ein Brief nach Iran?
U
قیمت
[فرستادن ]
بک نامه به ایران چقدر است؟
Other Matches
Schleuderpreis
{m}
U
قیمت پایین تراز قیمت بازار
inwiefern
<adv.>
U
چقدر
wie immer
U
هر چقدر
Wieviel hast du ausgegeben?
U
تو چقدر خرج کردی؟
Wie weit?
U
چقدر فاصله
[دارد]
؟
Wieviel
U
چقدر
[سبک نوشته قدیمی]
Wie viel pro Stunde?
U
ساعتی چقدر
[قیمتش است]
؟
Wie lange ist die Wartezeit?
U
تاخیر چقدر طول می کشد؟
Was soll der Spaß denn kosten?
U
چقدر خرج روی دستم می افتد؟
Wie viel muss ich löhnen?
U
چقدر خرج روی دستم می افتد؟
Wie viel kostet es zum Flughafen?
U
نرخ
[تاکسی]
به فرودگاه چقدر است؟
Was ist der Tarif um das Internet zu benutzen?
U
نرخ استفاده از اینترنت چقدر است؟
Wie viel kostet eine Fahrkarte nach Kassel?
U
یک بلیط به کاسل چقدر قیمتش است؟
Was ist der Tarif um das Telefon zu benutzen?
U
نرخ استفاده از تلفن چقدر است؟
Was kostet der Spaß?
U
چقدر خرج روی دستم می افتد؟
um zu sehen, aus welchem Holz er geschnitzt ist
<idiom>
U
تا ببینیم او
[مرد]
چقدر توانایی
[تحمل]
دارد
Wie viel für eine Stunde Stadtbesichtigung?
U
چقدر
[می گیرید]
برای یک ساعت گردش شهر؟
wie hoch ist mein Konto belastbar?
U
چقدر بیش از اعتبار می توانم از حسابم بردارم؟
Wie viel kostet ein Zimmer für zwei Personen?
U
بهای یک اتاق برای دو نفر چقدر است؟
Ich weiß immer noch nicht so genau, wie gut du wirklich bist.
U
من هنوز هم نمی دونم که تو واقعا چقدر خوب هستی.
Weißt du noch, wie arm wir damals waren?
U
آیا هنوز یادت میاد، که چقدر فقیر بودیم.
Ich kannte das Tempolimit nicht.
U
من نمی دانستم بالاترین اندازه سرعت چقدر است.
Wie viel pro Stunde
[halben Tag,Tag, Woche]
?
U
ساعتی
[نصف روز. روزانه. هفته ای]
چقدر قیمتش است؟
Wir versuchen festzustellen, wie gut das System funktioniert.
U
ما سعی می کنیم بسنجیم که این دستگاه چقدر خوب کار می کند.
das Maul aufreißen
<idiom>
U
چیزهایی را بگویند که به مردم نباید گفت
[مثال چقدر پول درمی آورد ماهانه]
Verrückter Verkehr, nicht?
U
چقدر وضع ترافیک بد است. درست است؟
Preis
{m}
U
قیمت
Angebotspreis
{m}
U
قیمت پیشنهادی
Entwertung
{f}
U
کاهش قیمت
Abschätzung
{f}
U
برآورد
[قیمت]
Anschlag
{m}
U
تخمین
[قیمت]
Ansteigen
{n}
U
صعود
[قیمت]
Abschreibung
{f}
U
کاهش قیمت
Auszeichnung
{f}
U
قیمت گذاری
Barpreis
{m}
U
قیمت نقد
Abschätzung
{f}
U
تعیین قیمت
Auswertung
{f}
U
قیمت گذاری
Festpreis
{m}
U
قیمت مقطوع
Abschlag
{m}
U
کاهش
[قیمت]
Einkaufspreis
{m}
U
قیمت خرید
Einstandspreis
{m}
U
قیمت خرید
Schleuderpreis
{m}
U
کمترین قیمت
Schleuderpreis
{m}
U
قیمت مفت
Preisangebot
{n}
U
دادن قیمت
Angebot
{n}
U
دادن قیمت
Preisliste
{f}
U
فهرست قیمت
Baisse
{f}
U
تنزیل قیمت
Annäherungswert
{m}
U
قیمت تقریبی
Durchschnittspreis
{m}
U
قیمت متوسط
kosten
U
قیمت داشتن
zum Spottpreis
U
به قیمت مفت
zum Billigpreis
U
به قیمت مفت
Ausverkauf
{m}
U
فروش به قیمت نازل
einpreisen
U
قیمت را معیین کردن
amtliche Preisregelung
{f}
U
کنترل قیمت رسمی
Abbau
{m}
U
تقلیل
[قیمت ، کارکنان]
bieten
U
پیشنهاد قیمت دادن
Schleuderpreis
{m}
U
قیمت کمتر از رقیب
Preise festlegen
U
قیمت را مشخص کردن
zum Schleuderpreis
U
به قیمت مفت
[اصطلاح روزمره]
Bitte Brhyd Rabatt!
U
لطفا با قیمت ارزان تر بدهید!
Gebot
{n}
U
پیشنهاد با دادن قیمت خرید
Für den Preis ist das fast geschenkt.
U
این قیمت مفت است.
unter dem Selbstkostenpreis abgeben
U
کمتر از قیمت تمام شده بفروشند
das Preisschild abmachen
U
برچسب قیمت را
[از کالا]
جدا کردن
Angebot
{n}
U
پیشنهاد با دادن قیمت خرید
[اقتصاد]
Darf ich die Preisliste sehen?
U
اجازه دارم فهرست قیمت را ببینم؟
Das Projekt hat ganz bescheiden begonnen.
U
پروژه خیلی کوچک
[و ارزان قیمت]
آغاز شد.
Der Verkäufer machte uns einen guten Preis für das Auto.
U
فروشنده قیمت خوبی برای خودرو به ما داد.
Schnäppchenjägerin
{f}
U
کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد.
[زن]
Normalerweise besuchen
[bereisen]
wir keine teuren Orte.
U
ما معمولا به جاهای گران قیمت گردش نمی کنیم.
Hotelzimmer sind dort ziemlich teuer.
U
قیمت
[اتاق]
هتل آنجا واقعا گران است.
Schnäppchenjäger
{m}
U
کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد.
[مرد]
drastisch kürzen
U
تخفیف زیاد دادن
[قیمت راشکستن]
[خیلی کم کردن چیزی]
Gibt es einen Preisnachlass, wenn ich mehrere Fahrkarten kaufe?
U
تنزیل قیمت موجود است اگر چندتا بلیط بخرم؟
Preisstufe
{f}
U
طبقه قیمت
[نرخ گوناگون بلیت در ناحیه های مختلف مترو ]
Netto
{n}
U
خالص
[قیمت یا وزن یا دستمزد]
[دستمزد یا حقوق پس از کاهش مالیات و خرج اجتماعی]
evaluieren
U
معین کردن
[سنجیدن]
[قیمت کردن ]
beurteilen
U
معین کردن
[سنجیدن]
[قیمت کردن ]
abschätzen
U
معین کردن
[سنجیدن]
[قیمت کردن ]
einschätzen
U
معین کردن
[سنجیدن]
[قیمت کردن ]
Angebot
[zwei zum Preis von einem]
U
عرضه
[دو کالا با قیمت یک کالا]
Doppelangebot
{n}
U
عرضه
[دو کالا با قیمت یک کالا]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com