Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Wettbewerbsbedingungen
{pl}
U
شرایط رقابت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Wettbewerbe
{pl}
U
رقابت ها
Wettbewerb
{m}
U
رقابت
Anbiederungswettbewerb
{m}
U
رقابت در خودشیرینی
mit harten Bandagen kämpfen
U
فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
[رقابت شدید و بیرحمانه]
andere
[strengere]
Saiten aufziehen
U
فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
[رقابت شدید و بیرحمانه]
auf die harte Tour
U
فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
[رقابت شدید و بیرحمانه ]
Nutzungsbedingungen
{pl}
U
شرایط کاربرد
Ernstfall
{m}
U
شرایط خطرناک
Notfall
{m}
U
شرایط اضطراری
übliche Bedingungen
U
شرایط معمول
geeignete Bedingungen
U
شرایط مناسب
Zugzwang
{m}
U
شرایط سخت
Bedingungen auferlegen
U
با شرایط سنگین بارکردن
Ausnahmezustand
{m}
U
شرایط غیر عادی
unter Zugzwang stehen
U
در شرایط سخت بودن
Jemanden in Zugzwang bringen
U
کسی را در شرایط سخت گذاشتن
von bestimmten Bedingungen abhängig machen
U
مبتنی کردن به شرایط ویژه ای
in Zugzwang geraten
U
در شرایط سخت قرار گرفتن
So schwierig die Umstände auch sein mögen, ...
U
هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
Umschuldung
{f}
U
تجدید نظر در شرایط وام
Bedingungen erfüllen
U
شرایط را برآورده کردن
[ریاضی]
[فیزیک]
bedingt
<adj.>
U
دارای شرایط لازم
[شایسته]
[مشروط]
nicht uneingeschränkt
<adj.>
U
دارای شرایط لازم
[شایسته]
[مشروط]
unter Vorbehalt
<adj.>
U
دارای شرایط لازم
[شایسته]
[مشروط]
Friedensforschung
{f}
U
کاوش علمی برای تامین شرایط صلح
Wir können die Waren zu diesem Preis nicht abgeben.
U
با این شرایط
[بها]
کالا ارایه نمیشود.
die konsequente Anwendung der Auswahlkriterien
U
سازگاری و هماهنگی در استفاده از معیارهای واجد شرایط
Es ist Sache des Gerichts, die Bedingungen festzulegen.
U
این مربوط به دادگاه می شود که شرایط را تعیین کند.
Anforderungen an gesunde Lebens- und Arbeitsbedingungen
U
خواسته هایی از فراهم نمودن شرایط زندگی و کار سالم
[an einem Ort]
hausen
U
در شرایط مسکنی خیلی بد زندگی کردن
[اصطلاح تحقیر کننده ]
Die Gefangenen der Terrormiliz waren einer unmenschlichen Behandlung ausgesetzt.
U
زندانیان گروه شبه نظامی تروریستی در شرایط غیرانسانی بازداشت شده بودند.
Es bleibt der Zukunft vorbehalten, die Studie unter besser kontrollierten Bedingungen zu wiederholen.
U
این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com