Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Filterzigarette
{f}
U
سیگار فیلتردار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rauchen
U
سیگار کشیدن
Rauchverbot
{n}
U
قدغن سیگار کشیدن
Nicht rauchen.
U
[اینجا]
سیگار نکشید.
Ich habe mir das Rauchen abgewöhnt.
U
من کشیدن سیگار را ترک کردم.
Rauchen verboten
U
سیگار نکشید
[روی علامت]
ausgehen
[Licht, Feuer, Kerze; Zigarette]
U
خاموش شدن
[شمع یا چراغ یا آتش یا سیگار]
Darf ich Ihnen eine Zigarette anbieten?
U
اجازه می فرمایید من به شما یک نخ سیگار تقدیم کنم؟
Ein statistischer Zusammenhang zwischen Rauchen und Lungenkrebs.
U
همبستگی آماری بین سیگار کشیدن و سرطان ریه.
etwas
[Akkusativ]
von heute auf morgen aufgeben
U
چیزی را یکدفعه ترک کردن
[مانند سیگار یا الکل]
Mein Vater kam dahinter, dass ich rauchte, als ich 15 war.
U
وقتی که ۱۵ ساله بودم پدرم پی برد که من سیگار می کشیدم.
verlöschen
[Feuer; Kerze]
U
خاموش شدن
[شمع یا چراغ یا آتش یا سیگار]
[شاعرانه]
anbrennen
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
anmachen
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
entzünden
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
anzünden
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
Rauchen macht krank und es ist auch teuer.
U
سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com