Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Drehzahl {f} U سرعت چرخش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Drehen {n} U چرخش
Drehung {f} U چرخش
Drall {m} U چرخش
Dreh {m} U چرخش
Drehwinkel {m} U زاویه چرخش
Drehzahl {f} U چرخش بر دقیقه
Auflage {f} [einer Zeitung] U چرخش [روزنامه]
Durchdrehen {n} [Rad] U چرخش [گردش] [دوران ]
aufwirbeln U بطور چرخش بالا رفتن
Kehrtwendung {f} U چرخش ۱۸۰ درجه [ ارتش]
Wendung {f} U چرخش ۱۸۰ درجه [ ارتش]
Drehung {f} um ... U گردش [چرخش] به مقدار ... [ درجه دما یا زاویه]
Flinkheit {f} U سرعت
Fahrt {f} U سرعت
Durchschnittsgeschwindigkeit {f} U حد متوسط سرعت
Endgeschwindigkeit {f} U سرعت نهایی
Drehgeschwindigkeit {f} U سرعت دورانی
Drehgeschwindigkeit {f} U سرعت گردش
Fluggeschwindigkeit {f} U سرعت پرواز
hetzen U به سرعت رفتن
Geschwindigkeitsstufe {f} U سطح سرعت
Fahrtenschreiber {m} U سرعت سنج
Fahrtenschreiber {m} U سرعت نما
Entwicklungsbeschleunigung {f} U سرعت تکامل
Beschleunigung {f} U سرعت عمل
Schnelligkeit {f} U سرعت حرکت
Schnelligkeit {f} U سرعت انتقال
Geschwindigkeitsstufe {f} U مرحله سرعت
fetzen U به سرعت رفتن
flitzen U با سرعت دویدن
Geschwindigkeit {f} U سرعت [تندی]
Eile {f} U سرعت [تندی]
Fahrt aufnehmen U سرعت گرفتن
rasen U با سرعت دویدن
sausen U با سرعت دویدن
sausen U به سرعت رفتن
preschen U به سرعت رفتن
huschen U به سرعت رفتن
düsen U به سرعت رفتن
fegen U به سرعت رفتن
flitzen U به سرعت رفتن
schießen U به سرعت رفتن
Rasen {n} U سرعت و عجله [رانندگی]
Geschwindigkeitsbetrag {m} U مقدار سرعت [فیزیک]
Fluchtgeschwindigkeit {f} U سرعت گریز از مرکز
Geschwindigkeitsbetrag {m} U اسکالار سرعت [فیزیک]
Geschwindigkeitsvektor {m} U بردار سرعت [فیزیک]
Fallgeschwindigkeit {f} U سرعت در سقوط آزاد
Fallgeschwindigkeit {f} U سرعت سقوط اجسام
fetzen U به سرعت انجام دادن
im Schritt U با سرعت پیاده روی
sausen U به سرعت انجام دادن
schießen U به سرعت انجام دادن
Geschwindigkeitsstufen {pl} U سطح های سرعت
huschen U به سرعت انجام دادن
düsen U به سرعت انجام دادن
preschen U به سرعت انجام دادن
fegen U به سرعت انجام دادن
flitzen U به سرعت انجام دادن
sausen U با سرعت زیاد حرکت کردن
Fahrgeschwindigkeit {f} U سرعت حرکت [وسیله نقلیه]
flitzen U با سرعت زیاد حرکت کردن
rasen U با سرعت زیاد حرکت کردن
Tachograf {m} U سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو]
Tachograph {m} U سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو]
Fahrtschreiber {m} U سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو]
Fahrtenschreiber {m} U سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو]
Ich kannte das Tempolimit nicht. U من نمی دانستم بالاترین اندازه سرعت چقدر است.
Knoten {m} U [واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
eine Kurve schneiden <idiom> U در پیچ جاده ای ماشین را به درون راه راندن تا با سرعت بیشتر رانندگی بشود [اصطلاح روزمره]
Knoten {m} U نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
Verzögerungszeit {f} U زمان تاخیر [تاخیر در سرعت و فاصله] [کندی] [تاخیر در انتقال] [الکترونیک] [مهندسی برق]
Knoten {m} U گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
Knoten {m} U میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com