Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Fallgeschwindigkeit
{f}
U
سرعت سقوط اجسام
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Fallgesetz
{n}
U
قانون سقوط اجسام
Fallgeschwindigkeit
{f}
U
سرعت در سقوط آزاد
Aerodynamik
{f}
U
علم حرکت اجسام در گاز و هوا
Absturz
{m}
U
سقوط
Einsturz
{m}
U
سقوط
Fall
{m}
U
سقوط
Absturz
{m}
U
سقوط ناگهانی
Börsensturz
{m}
U
سقوط بورس
Flugzeugabsturz
{m}
U
سقوط هواپیما
Abfall
{m}
U
سقوط - کاهش
Fallhöhe
{f}
U
ارتفاع در سقوط آزاد
stürzen
U
سقوط سنگین کردن
Er wurde bei einem Flugzeugabsturz getötet.
U
او
[مرد]
در سقوط هواپیمایی کشته شد.
Das Flugzeug stürzte ins Meer ab.
U
هواپیما در دریا سقوط کرد.
Einbruch
{m}
U
سقوط
[مثال بهای سهم در بورس]
abfallen
U
کاهش یافتن - سقوط کردن - مرتد شدن
Mit leichtsinnigen Ausgaben führte er den Zusammenbruch der Firma herbei.
U
او
[مرد]
با مخارج بی ملاحظه سبب سقوط شرکت شد.
Ballistik
{f}
U
پرتاب شناسی
[علم حرکت اجسام پرتاب و شلیک شونده]
Fahrt
{f}
U
سرعت
Flinkheit
{f}
U
سرعت
rasen
U
با سرعت دویدن
Geschwindigkeitsstufe
{f}
U
مرحله سرعت
Drehzahl
{f}
U
سرعت چرخش
Eile
{f}
U
سرعت
[تندی]
Schnelligkeit
{f}
U
سرعت انتقال
Fahrt aufnehmen
U
سرعت گرفتن
Geschwindigkeit
{f}
U
سرعت
[تندی]
Schnelligkeit
{f}
U
سرعت حرکت
Drehgeschwindigkeit
{f}
U
سرعت گردش
Entwicklungsbeschleunigung
{f}
U
سرعت تکامل
hetzen
U
به سرعت رفتن
Durchschnittsgeschwindigkeit
{f}
U
حد متوسط سرعت
Fluggeschwindigkeit
{f}
U
سرعت پرواز
Beschleunigung
{f}
U
سرعت عمل
Fahrtenschreiber
{m}
U
سرعت سنج
Fahrtenschreiber
{m}
U
سرعت نما
Geschwindigkeitsstufe
{f}
U
سطح سرعت
sausen
U
با سرعت دویدن
sausen
U
به سرعت رفتن
schießen
U
به سرعت رفتن
flitzen
U
به سرعت رفتن
fegen
U
به سرعت رفتن
Drehgeschwindigkeit
{f}
U
سرعت دورانی
Endgeschwindigkeit
{f}
U
سرعت نهایی
fetzen
U
به سرعت رفتن
düsen
U
به سرعت رفتن
huschen
U
به سرعت رفتن
preschen
U
به سرعت رفتن
flitzen
U
با سرعت دویدن
Rasen
{n}
U
سرعت و عجله
[رانندگی]
Geschwindigkeitsbetrag
{m}
U
اسکالار سرعت
[فیزیک]
im Schritt
U
با سرعت پیاده روی
Geschwindigkeitsbetrag
{m}
U
مقدار سرعت
[فیزیک]
Geschwindigkeitsvektor
{m}
U
بردار سرعت
[فیزیک]
Geschwindigkeitsstufen
{pl}
U
سطح های سرعت
fetzen
U
به سرعت انجام دادن
fegen
U
به سرعت انجام دادن
huschen
U
به سرعت انجام دادن
sausen
U
به سرعت انجام دادن
schießen
U
به سرعت انجام دادن
flitzen
U
به سرعت انجام دادن
düsen
U
به سرعت انجام دادن
Fluchtgeschwindigkeit
{f}
U
سرعت گریز از مرکز
preschen
U
به سرعت انجام دادن
sausen
U
با سرعت زیاد حرکت کردن
Fahrgeschwindigkeit
{f}
U
سرعت حرکت
[وسیله نقلیه]
rasen
U
با سرعت زیاد حرکت کردن
flitzen
U
با سرعت زیاد حرکت کردن
Fahrtschreiber
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
Tachograf
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
Fahrtenschreiber
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
Tachograph
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
Knoten
{m}
U
[واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
Ich kannte das Tempolimit nicht.
U
من نمی دانستم بالاترین اندازه سرعت چقدر است.
eine Kurve schneiden
<idiom>
U
در پیچ جاده ای ماشین را به درون راه راندن تا با سرعت بیشتر رانندگی بشود
[اصطلاح روزمره]
Knoten
{m}
U
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
Verzögerungszeit
{f}
U
زمان تاخیر
[تاخیر در سرعت و فاصله]
[کندی]
[تاخیر در انتقال]
[الکترونیک]
[مهندسی برق]
Knoten
{m}
U
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
Knoten
{m}
U
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com