Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Abfüllanlage
{f}
U
دستگاه مخصوص پر کردن مایعات در بطری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Druckwalze
{f}
U
نورد یا غلطک دستگاه چاپ
[مخصوص]
Flaschenzug
{m}
U
دستگاه مخصوص بالا کشیدن بار سنگین
Pfand
{n}
U
گرو
[پولی که برای بطری یا قوطی نوشیدنی داده می شود وپس از برگردادن بطری خالی پس داده می شود.]
Ablauf
{m}
U
محل خروج
[مایعات]
Abschaum
{m}
U
کف
[روی مایعات جوشان و فلزات مذاب]
Flasche
{f}
U
بطری
Bierflasche
{f}
U
بطری آبجو
Korkenzieher
{m}
U
در بطری بازکن
Flaschenpfand
{n}
U
گروی بطری
Wasser in Flaschen
U
آب در بطری
[پلاستیکی]
Brandflasche
{f}
U
بطری آتش زا
Bettflasche
{f}
U
بطری آب گرم
Ampulle
{f}
U
بطری کوچک
Fläschchen
{n}
U
بطری کوچک
Pikkolo
{m}
U
بطری شامپاین کوچک
Flaschenhals
{m}
U
قسمت باریک بطری
Riegel
{m}
U
پیچ مخصوص قفل کردن در
Anrichte
{f}
U
میز
[مخصوص سرو کردن غذا]
Darre
{f}
U
تنور مخصوص خشک کردن
[برای انواع غله و میوه]
etwas mangeln
U
چیزی را با دستگاه پرس صاف کردن
entzünden
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
speichern
U
حفظ کردن
[روی دستگاه دیسک سخت یا دی وی دی]
[رایانه شناسی]
[auf Festplatte oder DVD etc.]
sichern
U
حفظ کردن
[روی دستگاه دیسک سخت یا دی وی دی]
[رایانه شناسی]
anmachen
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
anzünden
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
anbrennen
U
آتش زدن
[روشن کردن]
[مانند سیگار یا دستگاه گازی]
etwas ausspucken
U
چیزی را برگرداندن
[توزیع کردن ]
[مانند از دستگاه خودکار فروشنده]
Mangel
{f}
U
دستگاه برای چلاندن یاصاف کردن پارچه
[شامل دو استوانه نزدیک به هم است]
außerordentlich
<adj.>
U
مخصوص
ungewöhnlich
<adj.>
U
مخصوص
außergewöhnlich
<adj.>
U
مخصوص
Faktotum
{n}
U
پیشخدمت مخصوص
Beigeschmack
{m}
U
طعم مخصوص
Charakterzug
{m}
U
علامت مخصوص
Ehrenplatz
{m}
U
جایگاه مخصوص
Ehrensitz
{m}
U
جایگاه مخصوص
Blendlaterne
{f}
U
چراغ مخصوص دزدی
Einmachzucker
{m}
U
شکر مرباپزی
[مخصوص]
Bauernbrot
{n}
U
نان مخصوص روستا
Blindenschrift
{f}
U
الفبای مخصوص نابینایان
Fernsehsatellit
{m}
U
ماهواره مخصوص تلویزیون
Anzeigenblatt
{n}
U
روزنامه مخصوص اعلانات
Abtreibungsklinik
{f}
U
درمانگاه مخصوص کورتاژ
Aerogramm
{n}
U
کاغذ مخصوص پست هوایی
Beschäler
{m}
U
اسب مخصوص جفت گیری
Autokino
{n}
U
سینمای مخصوص اتومبیل سواران
Darre
{f}
U
نوعی بیماری مخصوص حیوانات
Brausepulver
{n}
U
پودر مخصوص نوشابه گازدار
Brusttee
{m}
U
مایع جوشانده
[مخصوص سینه]
Jargon
{m}
U
اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته
Kauderwelsch
{n}
U
اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته
Expander
{m}
U
فنر تقویت عضلات
[مخصوص]
Papierkorb
{n}
U
سطل زباله مخصوص کاغذ
Signalhorn
{n}
U
بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
Sandkasten
{m}
U
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
Sandkiste
{f}
U
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
Trompe de Chasse
{f}
U
بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
Jagdhorn
{n}
U
بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
Gutsle
{n}
[Süddeutschland ]
U
بیسکویت مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Weihnachtsplätzchen
{n}
بیسکویت مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Barhocker
{m}
U
چهار پایه مخصوص پشت بار
Dachbodenleiter
{f}
U
نردبان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Etüde
{f}
U
اتود
[قطعه مخصوص تمرین موسیقی]
Dachbodenleiter
{f}
U
پلکلان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
Guetzli
{n}
[Schweiz]
[Keks]
U
بیسکویت مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Guatl
{n}
U
بیسکویت مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Allzweckreiniger
{m}
U
ماده مخصوص برای انواع نظافت
Domino
{m}
U
شنل اشخاص ماسک دار
[مخصوص]
Guetzli
{n}
[Schweiz]
[Keks]
U
شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Feuerwehrleiter
{f}
U
نردبان چرخان
[مخصوص ماشین آتش نشانی]
Drehleiter
{f}
U
نردبان چرخان
[مخصوص ماشین آتش نشانی]
hinter der Bühne
<adj.>
<adv.>
U
پشت پرده نمایش
[مخصوص اطاق رخت کن]
Weihnachtsplätzchen
{n}
U
شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Guatl
{n}
U
شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Gutsle
{n}
[Süddeutschland ]
U
شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Alphorn
{n}
U
کرنا
[ساز بادی چوبی مخصوص کوه های آلپ]
Apparat
{m}
U
دستگاه
Apparatur
{f}
U
دستگاه
Fräser
{m}
U
دستگاه مته
Fernsehgerät
{n}
U
دستگاه تلویزیون
Finanzwesen
{n}
U
دستگاه مالی
Fernsehapparat
{m}
U
دستگاه تلویزیون
Atmungsorgan
{n}
U
دستگاه تنفس
Fax-Gerät
{n}
U
دستگاه فاکس
Alarmanlage
{f}
U
دستگاه آژیر
Fernseher
{m}
U
دستگاه تلویزیون
Branntweinbrenner
{m}
U
دستگاه تقطیر
Destillierapparat
{m}
U
دستگاه تقطیر
Detektor
{m}
U
دستگاه یابنده
Automatik
{f}
U
دستگاه خودکار
Automat
{m}
U
دستگاه خودکار
Administration
{f}
U
دستگاه اداری
Fräse
{f}
U
دستگاه تراش
Funkgerät
{n}
U
دستگاه بی سیم
Förderanlage
{f}
U
دستگاه نقاله
Brenner
{m}
U
دستگاه تقطیر
Drechselbank
{f}
U
دستگاه خراطی
Sicherheitssystem
{n}
U
دستگاه امنیتی
Elektrogerät
{n}
U
دستگاه برقی
Radargerät
{n}
U
دستگاه رادار
Bohrgerät
{n}
U
دستگاه حفاری
Beamtentum
{n}
U
دستگاه اداری
Beamtenschaft
{f}
U
دستگاه اداری
Fernsehen
{n}
U
تلویزیون دستگاه
Funkgerät
{n}
U
دستگاه رادیو
Falzbein
{n}
U
دستگاه کاغذ تا کن
Buchungsmaschine
{f}
U
دستگاه رزرو جا
Bremsvorrichtung
{f}
U
دستگاه ترمز
Fernschreiber
{m}
U
دستگاه تلکس
Berufsbeamtentum
{n}
U
دستگاه اداری
Gerät
{n}
U
آلت
[دستگاه ]
Bügelmaschine
{f}
U
دستگاه اتوکشی
Automatik
{f}
U
دستگاه اتوماتیک
Apparat
{m}
U
آلت
[دستگاه ]
Stornieren
U
دستگاه باطل کن
Werkzeug
{n}
U
آلت
[دستگاه ]
Instrument
{n}
U
آلت
[دستگاه ]
Entwerter
{m}
U
دستگاه باطل کن
Empfangsgerät
{n}
U
دستگاه گیرنده
Faxgerät
{n}
U
دستگاه فکس
Metallsuchgerät
{n}
U
دستگاه فلزیاب
Bohrmaschine
{f}
U
دستگاه مته
[ابزار]
Geheimdienst
{m}
U
دستگاه محرمانه دولت
Vitaldatenmonitor
{m}
U
دستگاه پایش
[پزشکی]
Entsafter
{m}
U
آب میوه گیر
[دستگاه]
Einsafter
{m}
U
آب میوه گیر
[دستگاه]
Fruchtpresse
{f}
U
آب میوه گیر
[دستگاه]
Brotschneidemaschine
{f}
U
دستگاه نان بری
Zahlensystem
{n}
U
دستگاه اعداد
[ریاضی]
Zahlensystem
{n}
U
دستگاه شمارش
[ریاضی]
Koordinatensystem
{n}
U
دستگاه مختصات
[ریاضی]
Detektor
{m}
U
دستگاه کشف کننده
Ventilator
{m}
U
دمنده
[دستگاه بادزن]
Fahrkartenautomat
{m}
U
دستگاه فروش بلیط
Brotmaschine
{f}
U
دستگاه نان پزی
Sprengladung
{f}
U
دستگاه با ماده منفجره
Sprengsatz
{m}
U
دستگاه با ماده منفجره
Automat
{m}
U
دستگاه فروش
[بلیط]
Faxgeräte
{pl}
U
دستگاه های فکس
Elektromotor
{m}
U
دستگاه مولد برق
Blutdruckmesser
{m}
U
دستگاه فشار خون
Blutkreislauf
{m}
U
دستگاه گردش خون
Demontage
{f}
U
جداسازی
[اجزای دستگاه]
Batterieladegerät
{n}
U
دستگاه شارژ باتری
Entkalkungsanlage
{f}
U
دستگاه آهک زدایی
Entsalzungsanlage
{f}
U
دستگاه نمک گیری
Fahrkartenautomat
{m}
U
دستگاه خرید بلیت
Dampfheizung
{f}
U
دستگاه حرارتی با بخار
Funkanlage
{f}
U
دستگاه گیرنده و فرستنده
Funkgerät
{n}
U
دستگاه فرستنده و گیرنده
Feuerlöschapparat
{m}
U
دستگاه آتش نشانی
Automation
{f}
U
دستگاه تنظیم خودکار
Filmprojektor
{m}
U
دستگاه پرژکتور فیلم
Frankiermaschine
{f}
U
دستگاه تمبر زنی
Stromaggregat
{n}
U
مولد برق
[دستگاه]
energiesparendes Gerät
{n}
U
دستگاه نیرو صرفه جو
Funksprechgerät
{n}
U
دستگاه سخن پرانی
Branntweinbrenner
{m}
U
دستگاه عرق کشی
Ventilatoren
{pl}
U
دمنده ها
[دستگاه بادزن]
Entsafter
{m}
U
دستگاه آبمیوه گیری
Sprungpferd
{n}
U
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
Seitpferd
{n}
U
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
Pferd
{n}
[Turngerät]
U
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
Abtafelmaschine
{f}
U
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
Abtafelmaschine
{f}
U
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
Pauschenpferd
{n}
U
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
Voreinstellung
{f}
U
تنظیم از قبل
[دستگاه سازی]
Voreinstellung
{f}
U
انتخاب از قبل
[دستگاه سازی]
Vorwahl
{f}
U
تنظیم از قبل
[دستگاه سازی]
kartesisches Koordinatensystem
{n}
U
دستگاه مختصات دکارتی
[ریاضی]
lineares Gleichungssystem
{n}
U
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
Bohrmaschinen
{pl}
U
دستگاه های مته
[ابزار]
Kugelkoordinatensystem
{f}
U
دستگاه مختصات کروی
[ریاضی]
Zylinderkoordinatensystem
{n}
U
دستگاه مختصات استوانه ای
[ریاضی]
Vorwahl
{f}
U
انتخاب از قبل
[دستگاه سازی]
Energiesparer
{m}
U
شخص
[دستگاه]
انرژی صرفه جو
Globales Positionsbestimmungssystem
[GPS]
{n}
U
دستگاه موقعیت یاب جهانی
[Ebenes]
Polarkoordinatensystem
{n}
U
دستگاه مختصات قطبی
[ریاضی]
treiben
U
راندن
[دستگاه یا تکه الکترومکانیکی]
Geldautomat
{m}
U
دستگاه پرداخت کننده پول
Internationales Einheitensystem
{n}
U
دستگاه بین المللی یکاها
Abgaskatalysator
{m}
U
دستگاه پالایش دود اگزوز
Aggregat
{n}
U
مجموعه
[چندین دستگاه مختلف]
Audiometer
{n}
U
دستگاه سنجش قوه شنوایی
Feuerlöschapparat
{m}
U
دستگاه خاموش کننده آتش
SI
[Systeme international d'unites]
U
دستگاه بین المللی یکاها
Räumliches Polarkoordinatensystem
{n}
U
دستگاه مختصات کروی
[ریاضی]
[etwas an einem Messgerät]
ablesen
U
خواندن
[دستگاه اندازه گیری]
Eigengewicht
{n}
U
وزن دستگاه بدون بار
Fahrscheinentwerter
{m}
U
دستگاه باطل کننده بلیت
Kugelkoordinatensystem
{n}
U
دستگاه مختصات کروی
[ریاضی]
Kreiskoordinatensystem
{n}
U
دستگاه مختصات قطبی
[ریاضی]
Fernbedienung
{f}
U
[دستگاه]
کنترل از راه دور
Ableger
{m}
U
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
Abtafler
{m}
U
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
Ableger
{m}
U
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
Abtafler
{m}
U
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
Glotze
{f}
U
[اصطلاح روزمره]
دستگاه تلویزیون
Vorrichtung
{f}
U
آلت
[دستگاه]
[لوازم]
[ماشین]
[جهاز]
Flugschreiber
{m}
U
دستگاه ضبط خودکار جریان پرواز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com