Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Befehlsempfänger
{m}
U
دریافت کننده حکم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Empfängerin
{f}
U
دریافت کننده
[زن]
Empfänger
{m}
U
دریافت کننده
Akzeptor
{m}
U
دریافت کننده
Other Matches
Eingang
{m}
U
دریافت
Erreichung
{f}
U
دریافت
Empfang
{m}
U
دریافت
Erlangen
{n}
U
دریافت
Erlangung
{f}
U
دریافت
Entgegennahme
{f}
U
دریافت
Empfinden
{n}
U
دریافت
Abnahme
{f}
U
دریافت
Erhalt
{m}
U
دریافت
Bareinnahme
{f}
U
دریافت پول
bekommen
U
دریافت کردن
rezipieren
U
دریافت کردن
Posteingang
{m}
U
دریافت نامه
empfangen
U
دریافت کردن
Empfangsstelle
{f}
U
محل دریافت
Bareinnahme
{f}
U
دریافت نقدی
[kritiklose oder kriecherische]
Bewunderer
[Anhänger]
U
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
[اصطلاح مجازی]
downloaden
U
دریافت فایل
[کامپیوتر]
die Genehmigung einholen
U
اجازه را دریافت کردن
Steuer einziehen
U
مالیات دریافت کردن
eine Spritze bekommen
U
تزریق دریافت کردن
Daten herunterladen
دریافت کردن اطلاعات
[کامپیوتر]
Anschlagen
{n}
[eines Hundes]
U
پارس سگی
[پس از دریافت بوی شکار]
arbeitslos sein
U
در دوران بیکاری
[با دریافت کمک]
بودن
Ist hier die Schlange für Auskunft?
U
این خط برای دریافت اطلاعات است؟
Ich sehe Ihrer Antwort entgegen.
U
من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
faszinierender Redner
U
سخنگوی مسحور کننده
[مجذوب کننده ]
Claqueur
{m}
U
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
bezahlter, organisierter Beifallklatscher
{m}
[oder Buhrufer]
U
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
Er lässt mit sich handeln.
U
حاضر است پیشنهادهای دیگر را دریافت کند.
Zahlung erfolgt per Überweisung innerhalb von 14 Tagen nach Wareneingang.
U
پرداخت بوسیله حواله در خلال چهارده روز پس از دریافت کالا صورت می گیرد.
Er lässt mit sich reden.
U
حاضر است پیشنهادهای
[عرضه های]
دیگر را دریافت کند.
[در خرید و فروش]
Port
{m}
U
دریچه ای
[مدار و اتصالی]
که امکان ارسال و دریافت داده را میدهد
[نرم افزار]
[رایانه شناسی]
Anschluss
{m}
U
دریچه ای
[مدار و اتصالی]
که امکان ارسال و دریافت داده را میدهد
[نرم افزار]
[رایانه شناسی]
Was sollte ich tun, wenn ich folgende Meldung bekomme: "Verbindung zum Server fehlgeschlagen"?
U
چکاری لازم هست انجام بدهم وقتی که پیغام زیر را دریافت کردم: ارتباط با سرور میسر نمیباشد؟
Erste-Hilfe-Anweisungen erhalten
U
دریافت دستورالعمل های کمک های اولیه
[پزشکی]
Brückenfinanzierung
{f}
U
وام موقتی
[تا دریافت وام اصلی ]
Brecher
{m}
U
له کننده
aufgelöst
<adv.>
U
روده بر کننده
hysterisch
<adv.>
U
روده بر کننده
Konsument
{m}
U
مصرف کننده
Verbraucher
{m}
U
مصرف کننده
gelangweilt
<adj.>
U
خسته کننده
Teilnehmerin
{f}
U
شرکت کننده
[زن]
Besucherin
{f}
U
مراجعه کننده
[زن]
Beifallklatscher
{m}
U
تحسین کننده
Einführhändler
{m}
U
وارد کننده
Fälscherin
{f}
U
تحریف کننده
[زن]
Benutzer
{m}
U
استعمال کننده
Bitter
{n}
U
درخواست کننده
Bitter
{n}
U
خواهش کننده
Fragerin
{f}
U
پرسش کننده
[زن]
Anatom
{m}
U
تشریح کننده
skandalös
<adj.>
U
عصبانی کننده
unerhört
<adj.>
U
عصبانی کننده
Erlöser
{m}
U
آزاد کننده
Befreier
{m}
U
آزاد کننده
Entleiher
{m}
U
عاریه کننده
landschaftlich reizvoll
<adj.>
U
مجسم کننده
landschaftlich schön
<adj.>
U
مجسم کننده
malerisch
<adj.>
U
مجسم کننده
ungeheuerlich
<adj.>
U
عصبانی کننده
Stifter
{m}
U
هدیه کننده
fabelhaft
<adj.>
U
متحیر کننده
Ermittler
{m}
U
جستجو کننده
Fahnder
{m}
U
جستجو کننده
fabelhaft
<adj.>
U
مبهوت کننده
zum Verrücktwerden
U
بدتر کننده
zum Verrücktwerden
U
دیوانه کننده
Spender
{m}
U
اعطاء کننده
Geber
{m}
U
هدیه کننده
Geber
{m}
U
اعطاء کننده
Stifter
{m}
U
اعطاء کننده
Buchdrucker
{m}
U
چاپ کننده
kritisch
<adj.>
U
تعیین کننده
Spender
{m}
U
هدیه کننده
Beförderer
{m}
U
حمل کننده
unerträglich
<adj.>
U
بدتر کننده
unerträglich
<adj.>
U
دیوانه کننده
gemein
<adj.>
U
بدتر کننده
gemein
<adj.>
U
دیوانه کننده
unerhört
<adj.>
U
بدتر کننده
unerhört
<adj.>
U
دیوانه کننده
empörend
<adj.>
U
بدتر کننده
empörend
<adj.>
U
دیوانه کننده
Bearbeiter
{m}
U
عمل کننده
Bezwinger
{m}
U
رام کننده
Fälscher
{m}
U
جعل کننده
grandios
<adj.>
U
مبهوت کننده
grandios
<adj.>
U
متحیر کننده
bewundernswürdig
<adj.>
U
مبهوت کننده
bewundernswürdig
<adj.>
U
متحیر کننده
Bändiger
{m}
U
رام کننده
hilfreich
<adj.>
U
کمک کننده
Entdecker
{m}
U
کشف کننده
bewundernswert
<adj.>
U
متحیر کننده
staunenswert
<adj.>
U
مبهوت کننده
staunenswert
<adj.>
U
متحیر کننده
verwunderlich
<adj.>
U
مبهوت کننده
verwunderlich
<adj.>
U
متحیر کننده
erstaunlich
<adj.>
U
مبهوت کننده
erstaunlich
<adj.>
U
متحیر کننده
phänomenal
<adj.>
U
مبهوت کننده
phänomenal
<adj.>
U
متحیر کننده
phantastisch
<adj.>
U
مبهوت کننده
bewundernswert
<adj.>
U
مبهوت کننده
großartig
<adj.>
U
مبهوت کننده
großartig
<adj.>
U
متحیر کننده
phantastisch
<adj.>
U
متحیر کننده
Examinator
{m}
U
امتحان کننده
Besucher
{m}
U
ملاقات کننده
Besucher
{m}
U
مراجعه کننده
Besucherin
{f}
U
ملاقات کننده
Zuschauer
{m}
U
مشاهده کننده
Beobachter
{m}
U
مشاهده کننده
bizarr
<adj.>
U
عصبانی کننده
Anrufer
{m}
U
تلفن کننده
Anbauer
{m}
U
کشت کننده
Bändigerin
{f}
U
رام کننده
[زن]
Bearbeiterin
{f}
U
عمل کننده
[زن]
überspannt
<adj.>
U
عصبانی کننده
Bewerber
{m}
U
درخواست کننده
Bewerberin
{f}
U
درخواست کننده
Bittsteller
{m}
U
درخواست کننده
Exeget
{m}
U
تفسیر کننده
Beifallspender
{m}
U
تحسین کننده
Aufständische
{f}
U
قیام کننده
unmöglich
<adj.>
U
عصبانی کننده
abenteuerlich
<adj.>
U
عصبانی کننده
haarsträubend
<adj.>
U
عصبانی کننده
Frager
{m}
U
پرسش کننده
Frager
{m}
U
سوال کننده
Antragsteller
{m}
U
درخواست کننده
Ausbeuter
{m}
U
استخراج کننده
Ausbeuter
{m}
U
استثمار کننده
Bekenner
{m}
U
اعتراف کننده
Fälscherin
{f}
U
جعل کننده
Flucher
{m}
U
لعنت کننده
Analysator
{m}
U
تجزیه کننده
Analysator
{m}
U
تحلیل کننده
Aufhetzer
{m}
U
تحریک کننده
Ausbeuter
{m}
U
فایده کننده
Ausleger
{m}
U
تفسیر کننده
Aussteller
{m}
U
حواله کننده
Akzeptant
{m}
U
قبول کننده
Aufsteiger
{m}
U
ترقی کننده
Auktionator
{m}
U
حراج کننده
Aussteller
{m}
U
صادر کننده
Bezwinger
{m}
U
مطیع کننده
Duellant
{m}
U
دوئل کننده
Fragerin
{f}
U
سوال کننده
Beistand
{m}
U
یاری کننده
Benutzer
{m}
U
مصرف کننده
Beteiligte
{f}
شرکت کننده
[زن]
Anbieter
{m}
U
تهیه کننده
Anbieter
{m}
U
عرضه کننده
Agitator
{m}
U
تحریک کننده
Austeiler
{m}
U
توزیع کننده
Fühler
{m}
U
احساس کننده
Fühlhorn
{n}
U
احساس کننده
Fürsprecher
{m}
U
توصیه کننده
Bekenner
{m}
U
اقرار کننده
Beleidiger
{m}
U
توهین کننده
Besucher
{m}
U
عیادت کننده
Besucherin
{f}
U
عیادت کننده
Betrachter
{m}
U
تماشا کننده
Bremser
{m}
U
ترمز کننده
Betrachterin
{f}
U
تماشا کننده
Bewunderer
{m}
U
تحسین کننده
Bewunderin
{f}
U
تحسین کننده
Erzieher
{m}
U
تربیت کننده
Erzieherin
{f}
U
تربیت کننده
Beschleuniger
{m}
U
تسریع کننده
Belagerer
{m}
U
محاصره کننده
Beschwörer
{m}
U
التماس کننده
Flucher
{m}
U
نفرین کننده
Antragsteller
{m}
U
تقاضا کننده
Austeiler
{m}
U
تقسیم کننده
Austräger
{m}
U
توزیع کننده
Beurteiler
{m}
U
قضاوت کننده
Beurteiler
{m}
U
داوری کننده
Bittsteller
{m}
U
تقاضا کننده
Deklamator
{m}
U
دکلمه کننده
Direktor
{m}
U
اداره کننده
Direktorin
{f}
U
اداره کننده
Fragesteller
{m}
U
سوال کننده
Fragesteller
{m}
U
پرسش کننده
Einsender
{m}
U
ارسال کننده
Ermittler
{m}
U
تحقیق کننده
Erzeuger
{m}
U
تولید کننده
Expedient
{m}
U
ارسال کننده
Fälscher
{m}
U
تحریف کننده
Einzahler
{m}
U
پرداخت کننده
gemein
<adj.>
U
بسیار خشمگین کننده
empörend
<adj.>
U
بسیار خشمگین کننده
unerhört
<adj.>
U
بسیار خشمگین کننده
kritisch
<adj.>
U
قطعی داوری کننده
die vorlegende Bank
U
بانک ارائه کننده
unerträglich
<adj.>
U
بسیار خشمگین کننده
zum Verrücktwerden
U
بسیار خشمگین کننده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com