Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Bareinnahme
{f}
U
دریافت نقدی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Barverlust
{m}
U
ضرر نقدی
Barschaft
{f}
U
نقدی
Barkauf
{m}
U
معامله نقدی
Barauszahlung
{f}
U
پرداخت نقدی
Barzahlung
{f}
U
پرداخت نقدی
Barvermögen
{n}
U
دارایی نقدی
Barkredit
{m}
U
اعتبار نقدی
Bußgeld
{n}
U
جریمه نقدی
Barbestand
{m}
U
ذخیره نقدی
Barverkauf
{m}
U
فروش نقدی
Glattstellung
{f}
[von etwas]
U
نقدی
[اقتصاد]
Liquidation
{f}
[von etwas]
[Börse]
U
نقدی
[اقتصاد]
[sofort]
netto Kasse
U
نقدی خالص
[فوری]
Bargeschäft
{n}
U
معامله و تجارت نقدی
Cashflow-Steuer
{f}
U
مالیات جریان نقدی
[امور مالی]
zahlbar sofort netto Kasse
U
قابل پرداخت نقدی خالص فوری
Kassenskonto
{n}
U
تخفیف نقدی
[تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد]
Barzahlungsskonto
{m}
U
تخفیف نقدی
[تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد]
Barzahlungsrabatt
{m}
U
تخفیف نقدی
[تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد]
Kassaskonto
{n}
U
تخفیف نقدی
[تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد]
[اقتصاد]
Erreichung
{f}
U
دریافت
Eingang
{m}
U
دریافت
Erlangung
{f}
U
دریافت
Empfinden
{n}
U
دریافت
Erlangen
{n}
U
دریافت
Empfang
{m}
U
دریافت
Entgegennahme
{f}
U
دریافت
Abnahme
{f}
U
دریافت
Erhalt
{m}
U
دریافت
Empfängerin
{f}
U
دریافت کننده
[زن]
rezipieren
U
دریافت کردن
bekommen
U
دریافت کردن
empfangen
U
دریافت کردن
Posteingang
{m}
U
دریافت نامه
Empfangsstelle
{f}
U
محل دریافت
Empfänger
{m}
U
دریافت کننده
Akzeptor
{m}
U
دریافت کننده
Bareinnahme
{f}
U
دریافت پول
eine Spritze bekommen
U
تزریق دریافت کردن
Befehlsempfänger
{m}
U
دریافت کننده حکم
die Genehmigung einholen
U
اجازه را دریافت کردن
downloaden
U
دریافت فایل
[کامپیوتر]
Steuer einziehen
U
مالیات دریافت کردن
Daten herunterladen
دریافت کردن اطلاعات
[کامپیوتر]
arbeitslos sein
U
در دوران بیکاری
[با دریافت کمک]
بودن
Ich sehe Ihrer Antwort entgegen.
U
من در انتظار دریافت پاسخ شما هستم.
Anschlagen
{n}
[eines Hundes]
U
پارس سگی
[پس از دریافت بوی شکار]
Ist hier die Schlange für Auskunft?
U
این خط برای دریافت اطلاعات است؟
Er lässt mit sich handeln.
U
حاضر است پیشنهادهای دیگر را دریافت کند.
Er lässt mit sich reden.
U
حاضر است پیشنهادهای
[عرضه های]
دیگر را دریافت کند.
[در خرید و فروش]
Zahlung erfolgt per Überweisung innerhalb von 14 Tagen nach Wareneingang.
U
پرداخت بوسیله حواله در خلال چهارده روز پس از دریافت کالا صورت می گیرد.
Anschluss
{m}
U
دریچه ای
[مدار و اتصالی]
که امکان ارسال و دریافت داده را میدهد
[نرم افزار]
[رایانه شناسی]
Port
{m}
U
دریچه ای
[مدار و اتصالی]
که امکان ارسال و دریافت داده را میدهد
[نرم افزار]
[رایانه شناسی]
Was sollte ich tun, wenn ich folgende Meldung bekomme: "Verbindung zum Server fehlgeschlagen"?
U
چکاری لازم هست انجام بدهم وقتی که پیغام زیر را دریافت کردم: ارتباط با سرور میسر نمیباشد؟
Erste-Hilfe-Anweisungen erhalten
U
دریافت دستورالعمل های کمک های اولیه
[پزشکی]
Brückenfinanzierung
{f}
U
وام موقتی
[تا دریافت وام اصلی ]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com