Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 36 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Ellipse
{f}
U
جمله ناقص
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Satz
{m}
U
جمله
einschließlich
[Genitiv]
<prep.>
U
از جمله
Fragesatz
{m}
U
جمله سوالی
Fragesatz
{m}
U
جمله پرسشی
Adverbialsatz
{m}
U
جمله قیدی
Beispielsatz
{m}
U
جمله نمونه
Ausdruck
{m}
U
جمله
[ریاضی]
Formulierung
{f}
U
جمله بندی
Term
{m}
U
جمله
[ریاضی]
Wortwahl
{f}
U
جمله بندی
Binom
{n}
U
دو جمله ای
[ریاضیات]
defekt
<adj.>
U
ناقص
Polynom
{n}
U
چند جمله ای
[ریاضی]
Befehlssatz
{m}
U
جمله امری
[دستور زبان]
Futur
U
جمله شرطی
[دستور زبان]
Bedingungssatz
{m}
U
جمله شرطی
[دستور زبان]
Aussagesatz
{m}
U
جمله خبری
[دستور زبان]
ohne Arm
[nachgestellt]
<adj.>
U
بی بازو
[در آخر جمله می آید]
weil
<conj.>
U
چونکه
[وسط جمله می آید]
die Differenz zweier benachbarter Folgenglieder
U
اختلاف هر دو جمله متوالی
[ریاضی]
schadhaftes Brennelement
{n}
U
ماده سوخت ناقص
Es ist mir gelungen, die Sätze zu übersetzen.
U
من موفق شدم این جمله ها را برگردانم.
wie Hund und Katze
[nachgestellt]
<adj.>
<idiom>
U
پر جنگ و جدال
[در آخر جمله می آید]
keine halben Sachen machen
U
کاری را ناقص انجام ندادن
nur
<adv.>
U
به غیر از
[در جمله های منفی کاربرد دارد]
zum Anfassen
U
هم مشرب
[در آخر جمله می آید]
[اصطلاح روزمره]
zum Anfassen
U
همخو
[در آخر جمله می آید]
[اصطلاح روزمره]
außer
<adv.>
U
به غیر از
[در جمله های منفی کاربرد دارد]
ausgenommen
<adv.>
U
به غیر از
[در جمله های منفی کاربرد دارد]
Der Vergleich hinkt.
U
مقایسه گمراه کننده
[ ناقص ]
است.
außerhalb der Börse
[nachgestellt]
U
خارج از بورس
[فروخته شده ]
[در آخر جمله می آید]
zum Anfassen
U
کمک کننده
[در آخر جمله می آید]
[اصطلاح روزمره]
Auftakt
{m}
U
ضربه ناقص رهبر ارکستر بلافاصله قبل از اجرای اثر
Wer zu viel fasst, lässt viel fallen.
<proverb>
U
کسی که کاری بیش از تواناییش را بپذیرد آن کار را ناقص انجام می دهد.
renovieren
U
تعمیر کردن
[دستگاهی تازه که در کارخانه ساخته شده ولی ناقص باشد]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com