Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Hast du dich operieren lassen?
U
تو را عمل کردند؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Am letzten Dienstag habe ich mich einer Operation unterzogen.
U
سشنبه گذشته من را جراحی کردند.
Das zerquetschte Bein musste ihm abgenommen werden.
U
ساق پای له شده او
[مرد]
را باید قطع می کردند.
Es wurden ihm Fingerabdrücke abgenommen.
U
او
[مرد]
را انگشت نگاری کردند.
Die Miliz brannte das Dorf nieder, nahm die Bewohner gefangen und verlangte Lösegeld für sie.
U
جنگجویان غیر نظامی روستا را آتش زدند. ساکنین را اسیر گرفتند و درخواست پول برای آزادی آنها کردند.
Der Sprecher wurde verkabelt.
U
به سخنگو بلندگو دادند
[وصل کردند]
.
Wissenschaftler haben festgestellt, dass das weibliche Gedächtnis leistungsfähiger ist als das männliche.
U
دانشمندان تعیین کردند که حافظه زنها قدرتمندتر از مردها است.
Wissenschaftler haben das fehlende Gen entdeckt.
U
دانشمندان ژن مفقود را شناسایی کردند.
Er wurde auf der Stelle entlassen.
U
او
[مرد]
را فورا اخراج کردند.
Die Verbrecher wurden genau unter die Lupe genommen.
U
جنایتکاران را بطور کامل بازجویی کردند.
Der Zugriff erfolgte gleichzeitig in ganz Europa.
U
ماموران پلیس در یک زمان به محل ها
[منازل]
در سراسر اروپا حمله کردند.
Die Kauflustigen rissen sich um die Schnäppchen.
U
خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
Wir ließen den Arzt kommen.
U
برای ما این دکتر را صدا کردند.
Meine Beine kribbelten.
U
ساق پاهایم
[در اثر خواب رفتگی]
مور مور می کردند.
Nur wenige Reporter wagten das Kriegsgebiet zu betreten.
U
چندی از خبرنگاران جرأت کردند وارد منطقه جنگی بشوند.
Unsere Kinder sind alle aus dem Haus, bis auf eines
[außer einem]
[ausgenommen eines]
.
U
همه بچه های ما خانه را ترک کردند به غیر از یکی.
Wir hatten vor, quer durch die USA zu reisen, aber unsere Eltern ließen es nicht zu.
U
ما برنامه ریختیم سفری سرتاسری در ایالات متحده بکنیم اما پدر و مادرمان جلویمان را گرفتند
[مخالفت کردند ]
.
Ich wollte Zelten gehen, aber die anderen waren gleich dagegen.
U
من می خواستم به کمپینگ بروم اما دیگران سریع ردش کردند.
Vorige Woche wurde in mein Auto eingebrochen.
U
هفته پیش از ماشینم دزدی کردند.
Vorige Woche haben sie in mein Auto eingebrochen.
U
هفته پیش از ماشینم دزدی کردند.
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com