Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Einstellplatz
{m}
U
توقفگاه وسایل موتوری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Etappe
{f}
U
توقفگاه
Zwischenstopp
{m}
U
توقفگاه بین راه
Parkhaus
{n}
U
توقفگاه چند طبقه
Depot
{n}
U
توقفگاه اتوبوس یا تراموای شهر
Taxistandplatz
{m}
U
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
Taxistand
{m}
U
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
Taxenstand
{m}
U
توقفگاه تاکسی
[برای انتظار مسافر]
Parkscheibe
{f}
U
صفحه توقفگاه
[روی داش برد می گذارند که مدت توقف را بسنجد]
Parkplatz-Party
{f}
[Picknick auf der Heckklappe eines Autos]
U
پیکنیک روی درب عقب ماشینها در توقفگاه خودرو قبل از شروع مسابقه ورزشی
[در آمریکا]
Motorroller
{m}
U
روروک موتوری
einen Motor anlassen
U
موتوری را بکار انداختن
einen Motor mit Hilfe eines Starthilfekabels anlassen
U
موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
Haushaltsgeräte
{pl}
U
وسایل خانگی
Service
{m}
U
نگهداری وسایل
Wartung
{f}
U
نگهداری وسایل
Zubehör
{n}
U
وسایل جانبی
bergen
U
بازیافتن
[وسایل یا لاشه]
Fahren
{n}
U
حرکت وسایل نقلیه
ankommender Verkehr
{m}
U
جاده وسایل که می آیند
Bauhof
{m}
U
انبار وسایل ساختمانی
Fahrt
{f}
U
حرکت
[وسایل نقلیه]
Fremdenverkehr
{m}
U
وسایل سفر به خارج
Fahrbereitschaft
{f}
U
آمادگی حرکت
[وسایل نقلیه]
bestücken
[mit Accessoires]
U
اضافه کردن وسایل جانبی
Bauhütte
{f}
U
محل نگهداری وسایل ساختمانی
Fahrplan
{m}
U
برنامه حرکت
[وسایل نقلیه]
Planierraupe
{f}
U
بولدوزر
[ساخت و ساختمان]
[وسایل نقلیه]
Dozer
{m}
U
بولدوزر
[ساخت و ساختمان]
[وسایل نقلیه]
Bulldozer
{m}
U
بولدوزر
[ساخت و ساختمان]
[وسایل نقلیه]
Schubraupe
{f}
[Österreich]
U
بولدوزر
[ساخت و ساختمان]
[وسایل نقلیه]
Erste-Hilfe-Ausrüstung
{f}
U
وسایل کمک های اولیه
[پزشکی]
Tachograph
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
Fahrtenschreiber
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
Tachograf
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
verkehren
U
رفت وآمد کردن
[مردم یا وسایل نقلیه]
Fahrtschreiber
{m}
U
سرعت و مسافت سنج
[ وسایل نقلیه خودرو]
Rettungsgasse
{f}
U
راه
[باز شده در جاده]
برای وسایل اورژانس
Schwerpunktkontrolle
{f}
[der Polizei]
U
محل بازرسی
[نقطه مقابله]
وسایل نقلیه
[پلیس]
Trittbrettfahrer
{m}
U
کسی که بدون بلیط سوار وسایل نقلیه می شود
Schwarzfahrer
{m}
U
کسی که بدون بلیط سوار وسایل نقلیه می شود
Abschleppdienst
{m}
U
موسسه ای که کارش کشیدن یا بکسل کردن وسایل نقلیه است
eine Schutzbehauptung aufstellen
U
بهانه درآخرین وهله آوردن
[بهانه آوردن پس ازنومیدی ازهمه وسایل دیگر]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com