Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Filmproduzent {m} U تهیه کننده فیلم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fesselnd <adj.> U مجذوب کننده [کتاب یا فیلم]
spannend <adj.> U مجذوب کننده [کتاب یا فیلم]
Anbieter {m} U تهیه کننده
Fernsehfilm {m} U فیلم تلویزیونی
Fernsehspiel {n} U فیلم تلویزیونی
Filmpreis {m} U جایزه فیلم
Filmvorstellung {f} U نمایش فیلم
Filmspule {f} U حلقه فیلم
Farbfilm {m} U فیلم رنگی
Dokumentarfilm {m} U فیلم مستند
Filmregisseur {m} U کارگردان فیلم
Drehbuch {n} U فیلم نامه
Drehbuch {n} U داستان فیلم
Filmstreifen {m} U نوار فیلم
Filmspule {f} U قرقره فیلم
Entwicklung {f} U ظهور [فیلم]
Filmheld {m} U هنرپیشه اول فیلم
Filmgelände {n} U استودیوی فیلم برداری
Film {m} U فیلم [عکاسی یا سینما]
Filmatelier {n} U استودیوی فیلم برداری
Szenario {n} U متن فیلم سینمایی
Filmprojektor {m} U دستگاه پرژکتور فیلم
Filmgesellschaft {f} U شرکت فیلم سازی
Filmkamera {f} U دوربین فیلم برداری
Filmstudio {n} U استودیوی فیلم برداری
Filmleinwand {f} U پرده نمایش فیلم
Drehbuchautor {m} U فیلم نامه نویس
Filmvorschau {f} U نمایش نمونه فیلم
Machen Sie von jedem Film drei Abzüge. U از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
Vorkämpfer {m} U بازیگر عمده [در فیلم یا نمایش]
Protagonist {m} U بازیگر عمده [در فیلم یا نمایش]
auftreten U بازی کردن [فیلم یا تئاتر]
Entwickler {m} U دوای ظاهر کردن فیلم
Sie stellt in dem Film eine Tänzerin dar. U او [زن] نقش یک رقاص [زن] را در فیلم بازی می کند.
sich [Dativ] eine DVD reinziehen <idiom> U فیلم دی وی دی نگاه کردن [اصطلاح روزمره]
nicht zum Ansehen [Anschauen] [Film, TV] <adj.> U ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
Bereitung {f} U تهیه
Beschaffung {f} U تهیه
Erstellung {f} U تهیه
Bestimmung {f} U تهیه
Fertigung {f} U تهیه
Anfertigung {f} U تهیه
Anschaffung {f} U تهیه
Besorgung {f} U تهیه
Anstalt {f} U تهیه
Versorgung {f} U تهیه
[kritiklose oder kriecherische] Bewunderer [Anhänger] U تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده [اصطلاح مجازی]
Anschaffungswert {m} U ارزش تهیه
Anschaffungspreis {m} U بهای تهیه
Bezugsquelle {f} U منبع تهیه
Bezugswert {m} U ارزش تهیه
vorausgesetzt <conj.> U تهیه شده
bereitgestellt <adj.> <past-p.> U تهیه شده
bereitgestellt <past-p.> U تهیه شده
Beherbergung {f} U تهیه جا [مسکن ]
Unterbringung {f} U تهیه جا [مسکن ]
Auftreibung {f} U تهیه [پول]
Die Dokumentation versucht, die Ereignisse wahrheitsgetreu zu schildern. U این فیلم مستند تلاش می کند صادقانه رویدادها را توصیف کند.
wohlschmeckend <adj.> U با سلیقه تهیه شده
schmackhaft <adj.> U با سلیقه تهیه شده
lecker <adj.> U با سلیقه تهیه شده
Beschaffungsamt {n} U مرکز تهیه و تدارک
Darstellung {f} U تهیه و تولید شیمی
Beschaffungsstelle {f} U مرکز تهیه و تدارک
Abfassung {f} U تهیه و تنظیم پیش نویس
hausbacken <adj.> U در خانه ساخته [تهیه] شده
etwas vor bereitstellen U چیزی را از قبل تهیه کردن
Claqueur {m} U تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
faszinierender Redner U سخنگوی مسحور کننده [مجذوب کننده ]
bezahlter, organisierter Beifallklatscher {m} [oder Buhrufer] U تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
Vorlage {f} auf Film U فیلم شفاف چاپ افست [فناوری چاپ ]
Die Botschaft des Films ist, dass ... U پیام این فیلم این است که ...
Bausparer {m} U کسی که برای تهیه مسکن پس انداز می کند
zu arm sein, um sich einen Telefonanschluss leisten zu können U بیش از اندازه تهیدست بودن که بتوانند یک خط تلفن تهیه بکنند
etwas an Land ziehen U چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
sich etwas verschaffen U چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
etwas aufreißen U چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
Ansteckbukett {n} U دسته گلی که برای زدن روی مچ دست تهیه میشود [برای جشن فارغ التحصیل از دبیرستان]
die Tagesordnung aufstellen [festsetzen] U برنامه کار را آماده کردن [تهیه کردن]
sorgen [für] U عرضه کردن [تهیه کردن]
Brecher {m} U له کننده
landschaftlich schön <adj.> U مجسم کننده
landschaftlich reizvoll <adj.> U مجسم کننده
Entleiher {m} U عاریه کننده
Befreier {m} U آزاد کننده
malerisch <adj.> U مجسم کننده
unerhört <adj.> U عصبانی کننده
skandalös <adj.> U عصبانی کننده
ungeheuerlich <adj.> U عصبانی کننده
Ausbeuter {m} U استخراج کننده
Fälscherin {f} U تحریف کننده [زن]
Empfängerin {f} U دریافت کننده [زن]
Besucherin {f} U مراجعه کننده [زن]
Anatom {m} U تشریح کننده
Exeget {m} U تفسیر کننده
Bittsteller {m} U درخواست کننده
Bewerberin {f} U درخواست کننده
Bewerber {m} U درخواست کننده
Aufständische {f} U قیام کننده
Bekenner {m} U اعتراف کننده
Ausbeuter {m} U استثمار کننده
Beifallspender {m} U تحسین کننده
Benutzer {m} U استعمال کننده
Fragerin {f} U پرسش کننده [زن]
Bitter {n} U خواهش کننده
Bitter {n} U درخواست کننده
Erlöser {m} U آزاد کننده
Beifallklatscher {m} U تحسین کننده
Einführhändler {m} U وارد کننده
Teilnehmerin {f} U شرکت کننده [زن]
gelangweilt <adj.> U خسته کننده
hysterisch <adv.> U روده بر کننده
aufgelöst <adv.> U روده بر کننده
Verbraucher {m} U مصرف کننده
Konsument {m} U مصرف کننده
fabelhaft <adj.> U متحیر کننده
unerträglich <adj.> U دیوانه کننده
unerträglich <adj.> U بدتر کننده
zum Verrücktwerden U دیوانه کننده
zum Verrücktwerden U بدتر کننده
Fahnder {m} U جستجو کننده
Ermittler {m} U جستجو کننده
fabelhaft <adj.> U مبهوت کننده
gemein <adj.> U بدتر کننده
Buchdrucker {m} U چاپ کننده
Stifter {m} U اعطاء کننده
Fälscherin {f} U جعل کننده
kritisch <adj.> U تعیین کننده
Stifter {m} U هدیه کننده
empörend <adj.> U دیوانه کننده
empörend <adj.> U بدتر کننده
unerhört <adj.> U دیوانه کننده
unerhört <adj.> U بدتر کننده
gemein <adj.> U دیوانه کننده
Geber {m} U اعطاء کننده
Geber {m} U هدیه کننده
Spender {m} U اعطاء کننده
Spender {m} U هدیه کننده
Beförderer {m} U حمل کننده
Bearbeiter {m} U عمل کننده
Akzeptant {m} U قبول کننده
großartig <adj.> U مبهوت کننده
bewundernswürdig <adj.> U متحیر کننده
bewundernswürdig <adj.> U مبهوت کننده
grandios <adj.> U متحیر کننده
grandios <adj.> U مبهوت کننده
großartig <adj.> U متحیر کننده
staunenswert <adj.> U مبهوت کننده
bewundernswert <adj.> U متحیر کننده
bewundernswert <adj.> U مبهوت کننده
Bändiger {m} U رام کننده
Bezwinger {m} U رام کننده
Fälscher {m} U جعل کننده
Entdecker {m} U کشف کننده
hilfreich <adj.> U کمک کننده
phänomenal <adj.> U متحیر کننده
phänomenal <adj.> U مبهوت کننده
erstaunlich <adj.> U متحیر کننده
erstaunlich <adj.> U مبهوت کننده
verwunderlich <adj.> U متحیر کننده
phantastisch <adj.> U مبهوت کننده
phantastisch <adj.> U متحیر کننده
verwunderlich <adj.> U مبهوت کننده
staunenswert <adj.> U متحیر کننده
Examinator {m} U امتحان کننده
Empfänger {m} U دریافت کننده
Einzahler {m} U پرداخت کننده
Beschwörer {m} U التماس کننده
Anrufer {m} U تلفن کننده
Bewunderer {m} U تحسین کننده
Betrachterin {f} U تماشا کننده
Bremser {m} U ترمز کننده
Bewunderin {f} U تحسین کننده
Belagerer {m} U محاصره کننده
Akzeptor {m} U دریافت کننده
Beschleuniger {m} U تسریع کننده
Erzieherin {f} U تربیت کننده
Erzieher {m} U تربیت کننده
Anbauer {m} U کشت کننده
haarsträubend <adj.> U عصبانی کننده
abenteuerlich <adj.> U عصبانی کننده
unmöglich <adj.> U عصبانی کننده
überspannt <adj.> U عصبانی کننده
bizarr <adj.> U عصبانی کننده
Frager {m} U پرسش کننده
Antragsteller {m} U درخواست کننده
Frager {m} U سوال کننده
Bearbeiterin {f} U عمل کننده [زن]
Bändigerin {f} U رام کننده [زن]
Besucher {m} U ملاقات کننده
Besucher {m} U مراجعه کننده
Beobachter {m} U مشاهده کننده
Zuschauer {m} U مشاهده کننده
Besucherin {f} U ملاقات کننده
Aufsteiger {m} U ترقی کننده
Analysator {m} U تجزیه کننده
Flucher {m} U لعنت کننده
Agitator {m} U تحریک کننده
Anbieter {m} U عرضه کننده
Beteiligte {f} شرکت کننده [زن]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com