Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
um
[politisches]
Asyl bitten
U
تقاضای پناهندگی
[سیاسی]
کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Asylrecht
{n}
U
حق پناهندگی
Asyl
{n}
U
حق پناهندگی سیاسی
Asylrecht
{n}
[Rechtsbereich]
U
حقوق پناهندگی
[قانون]
Asylbewerber
{m}
U
درخواست کننده پناهندگی
Asyl gewähren
U
موافقت کردن پناهندگی
[سیاسی]
um
[politisches]
Asyl ansuchen
U
درخواست پناهندگی
[سیاسی]
کردن
Asylant
{m}
U
درخواست کننده پناهندگی
[سیاسی]
Asylbewerber
{m}
U
درخواست کننده پناهندگی
[سیاسی]
Asylsuchender
{m}
U
درخواست کننده پناهندگی
[سیاسی]
Asylwerber
{m}
U
درخواست کننده پناهندگی
[سیاسی]
[در اتریش]
Kinder ohne Begleitung treten behördlich in Erscheinung, wenn sie Asyl beantragen.
U
بجه های بدون مصاحب وقتی که درخواست پناهندگی می کنند اولیای امورآنها را
[در پرونده]
تذکر میدهند.
Ersuchen
{n}
U
تقاضای رسمی
Begnadigungsgesuch
{n}
U
تقاضای عفو
auf meine Bitte
U
مطابق با تقاضای من
Überbeanspruchung
{f}
U
تقاضای بیش از توانایی
Überlastung
{f}
U
تقاضای بیش از توانایی
Bettelbrief
{m}
U
تقاضای کتبی برای گرفتن پول
einen Antrag zurückziehen
U
صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
weil Khosro versetzt wurde, konnte sich Leila um seinen Job bewerben
U
چونکه خسرو منتقل شد لیلا توانست تقاضای کار او
[مرد]
را بکند.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com