Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Brutto
{n}
U
بهای کالا با مالیات
[دستمزد یا حقوق قبل از کاهش مالیات و خرج اجتماعی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Steuer abziehen
U
مالیات کم کردن
[ از درآمد یا بهای کالایی]
mit Jemandem Tauschhandel betreiben
U
با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
Angebot
[zwei zum Preis von einem]
U
عرضه
[دو کالا با قیمت یک کالا]
Tauschhandel treiben
U
دادوستد کالا با کالا کردن
Doppelangebot
{n}
U
عرضه
[دو کالا با قیمت یک کالا]
Tobin-Steuer
{f}
U
مالیات توبین
[مالیات برای تبدیل واحد پولی به واحد پول دیگری]
Benzinpreis
{m}
U
بهای بنزین
Briefporto
{n}
U
بهای تمبر
Gesamtpreis
{m}
U
بهای کامل
Durchschnittspreis
{m}
U
بهای میانگین
Anschaffungspreis
{m}
U
بهای تهیه
verbilligte Karte!
U
کارت با بهای نازل
verbilligte Karte!
U
کارت با بهای نازل!
Bezugspreis
{m}
U
بهای اشتراک
[نشریه]
in Raten abzahlen
U
قسطی پرداختن
[کمتراز بهای اصلی]
Einbruch
{m}
U
سقوط
[مثال بهای سهم در بورس]
tilgen
U
قسطی پرداختن
[کمتراز بهای اصلی]
Wie viel kostet ein Zimmer für zwei Personen?
U
بهای یک اتاق برای دو نفر چقدر است؟
Artikel
{m}
[Ware]
U
کالا
Ware
{f}
U
کالا
Fracht
{f}
U
کالا
Abgang
{m}
U
فروش
[کالا]
Tauschhandel
{m}
U
دادوستد کالا
Befrachter
{m}
U
فرستنده
[کالا]
Gegenstand
{m}
U
چیز
[کالا ]
Objekt
{n}
U
چیز
[کالا ]
Export
{m}
U
صدور
[کالا]
Abgabe
{f}
U
مالیات
Steuer
{f}
U
مالیات
Gebühr
{f}
U
مالیات
Abfertigung
{f}
U
ترخیص کالا
[در گمرک]
anbieten
U
عرضه کردن
[ کالا]
Einkommensteuer
{f}
U
مالیات بر درآمد
steuerbefreit
<adj.>
U
معاف از مالیات
von der Steuer befreit
<adj.>
U
معاف از مالیات
von der Steuer befreit
<adj.>
U
بدون مالیات
Erbschaftssteuer
{f}
U
مالیات بر ارث
Besteuerung
{f}
U
مالیات بندی
Besteuerung
{f}
U
وضع مالیات
Auflage
{f}
U
مالیات بندی
Besteuerung
{f}
U
مالیات گیری
Finanzabgabe
{f}
U
مالیات بندی
Erhöhung
{f}
der Steuern
U
افزایش مالیات
frei von Steuerabgaben
<adj.>
U
معاف از مالیات
[nach unten]
gestaffelte Steuer
U
مالیات نزولی
frei von Steuerabgaben
<adj.>
U
بدون مالیات
regressive Steuer
U
مالیات نزولی
steuerfrei
<adj.>
U
معاف از مالیات
progressive Steuer
{f}
U
مالیات تصاعدی
Steuerbehörde
{f}
U
اداره مالیات
Abgabe
{f}
U
مالیات بندی
kommunale Steuern
{pl}
U
مالیات محله ای
Steuern zahlen
U
مالیات پرداختن
Steuer erlassen
U
مالیات را بخشیدن
Kfz-Steuer
{f}
U
مالیات خودرو
Steuern
{pl}
vom Einkommen
U
مالیات درآمد
abgabenfrei
<adj.>
U
بدون مالیات
steuerbefreit
<adj.>
U
بدون مالیات
steuerfrei
<adj.>
U
بدون مالیات
steuerpflichtig
<adj.>
U
مشمول مالیات
abgabepflichtig
<adj.>
U
مشمول مالیات
zu versteuernd
<adj.>
U
مشمول مالیات
steuerbar
<adj.>
U
مشمول مالیات
[nach oben]
gestaffelte Steuer
U
مالیات تصاعدی
vergriffen
<adj.>
U
چاپ کالا تمام شده
vergriffen
<adj.>
U
غیر موجودی کالا
[در انبار]
Abgabe
{f}
[auf Waren]
U
حقوق گمرکی
[برای کالا]
indirekte Steuer
{f}
[auf etwas]
U
حقوق گمرکی
[برای کالا]
Einfuhrland
{n}
U
کشور وارد کننده
[کالا]
Steuer umgehen
U
فرار از پرداخت مالیات
Steuer einziehen
U
مالیات دریافت کردن
Steuer
{f}
auf privates Einkommen
U
مالیات درآمد شخصی
einziehen
U
مالیات بندی کردن
Abgleich nach Steuer
U
میزان حساب پس از مالیات
vor
[nach]
Steuern
U
قبل
[پس]
از کسر مالیات
der Steuer unterliegen
U
مشمول مالیات بودن
einziehen
U
مالیات اخذ کردن
einziehen
U
مالیات وضع کردن
ohne Steuern und Einbehalte
U
خالص پس از مالیات و کسورات
Kapitalertragsteuer
{f}
U
مالیات بر سود سرمایه
Steuersünderin
{f}
U
فرارکن
[ زن ]
از پرداخت مالیات
latente Steuer
{f}
U
مالیات پس افتاده
[معوق]
eine Steuer auf etwas
[Akkusativ]
erheben
U
بر چیزی مالیات بستن
fällige Steuern
{pl}
U
مالیات سر رسید شده
Steuern hinterziehen
U
فرار از پرداخت مالیات
Steuern erheben
U
بالا بردن مالیات
vor
[nach]
Abzug der Steuern
U
قبل
[پس]
از کسر مالیات
benachteiligende Steuer
U
مالیات تبعیض آمیز
diskriminierende Steuer
{f}
U
مالیات تبعیض آمیز
veranlagte Steuer
{f}
U
مالیات سنجیده شده
gestaffelte Steuer
{f}
U
مالیات پس افتاده
[معوق]
das Preisschild abmachen
U
برچسب قیمت را
[از کالا]
جدا کردن
rückerstattungsfähige Steuer
{f}
U
مالیات ادعا
[استرداد]
پذیر
umlagepflichtig
<adj.>
U
مشمول مالیات
[ امور مالی]
jemanden zur Steuer heranziehen
U
از کسی مالیات
[عوارض]
گرفتن
Der Arbeitgeber zieht die Steuer vom Einkommen ab.
U
کارفرما مالیات را از درآمد کم می کند.
Steuersünder
{m}
U
فرارکن
[مرد ]
از پرداخت مالیات
die Steuer hintergehen
U
طفره رفتن ازپرداخت مالیات
Mehrwertsteuer
{f}
[MwSt.]
;
[MWSt.]
U
مالیات بر ارزش افزوده
[اقتصاد]
Vor-Steuer-Betrag
{m}
U
وجه
[قدر]
قبل از مالیات
Abgleich vor Steuer
U
میزان حساب قبل از مالیات
Alkoholsteuer
{f}
U
مالیات نوشابه های الکلی
Freibetrag
{m}
U
درآمد غیر مشمول مالیات
Wir liefern nur gegen Vorauskasse
[Vorkasse]
.
U
ما منحصرا پس از پیش پرداخت
[کالا را]
ارسال میکنیم.
Führen Sie diese Ware?
U
این کالا را شما عرضه مکنید؟
[در فروشگاه]
Wir können die Waren zu diesem Preis nicht abgeben.
U
با این شرایط
[بها]
کالا ارایه نمیشود.
Palette
{f}
U
سکوی چوبی یا پلاستیکی برای حمل کالا
Transportpalette
{f}
U
سکوی چوبی یا پلاستیکی برای حمل کالا
etwas von der Steuer absetzen
U
چیزی را با مالیات برابر
[بالانس]
کردن
Cashflow-Steuer
{f}
U
مالیات جریان نقدی
[امور مالی]
alle Steuerabgaben übernehmen
U
پرداخت همه مالیات را برعهده گرفتن
Der Senator sprach sich für eine Steuersenkung aus.
U
سناتور از کاهش مالیات طرفداری کرد.
etwas mit einer Abgabe belegen
U
وضع کردن مالیات برای جیزی
alle Zollgebühren und Abgaben tragen
U
تمام عوارض گمرکی و مالیات را به عهده گرفتن
Steuern abführen
[entrichten]
U
مالیات پرداختن
[مثال کارفرما]
[امور اداری]
Unkosten von der Steuer absetzen
U
هزینه های جانبی را از مالیات کسر کنند
ausschließlich Mehrwertsteuer
U
مالیات بر ارزش افزوده شامل نمی شود
alle sonstigen Abgaben
U
همه مالیات ها و حقوق گمرکی های دیگر
Inklusive Steuer und Versicherung?
U
مالیات و بیمه شاملش
[نرخ کرایه]
می شود؟
Selbstanzeige
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Nacherklärung
{f}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Die Preise verstehen sich inklusive Mehrwertsteuer und Bedienung.
U
منظور از قیمتها شامل مالیات بر ارزش افزوده و سرویس می باشد.
Die Mehrwertsteuer ist gesondert auszuweisen.
U
مالیات بر ارزش افزوده باید جداگانه نشان داده شود.
Briefkastenfirma im steuergünstigen Ausland
U
شرکت صندوق پستی در خارج از کشور
[ برای سود در مالیات]
Zahlung erfolgt per Überweisung innerhalb von 14 Tagen nach Wareneingang.
U
پرداخت بوسیله حواله در خلال چهارده روز پس از دریافت کالا صورت می گیرد.
Steuerkarussell
{n}
U
کلاه برداری در مالیات
[بوسیله چند شرکت جعلی در اتحادیه اروپا]
eine Nacherklärung einreichen
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Selbstanzeige erstatten
U
تسلیم کردن افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
Steuerrecht
{n}
U
افشای داوطلبانه بدهی های مالیات ابلاغ نشده
[قانون]
[اصطلاح رسمی]
eine Reklamation anzeigen
[über]
U
شکایت کردن
[درباره]
[مثال: ناراضی بودن درباره کالا یا سرویس]
eine Beanstandung machen
[über]
U
شکایت کردن
[درباره]
[مثال: ناراضی بودن درباره کالا یا سرویس]
einen Mangel rügen
[wegen]
U
شکایت کردن
[درباره]
[مثال: ناراضی بودن درباره کالا یا سرویس]
Netto
{n}
U
خالص
[قیمت یا وزن یا دستمزد]
[دستمزد یا حقوق پس از کاهش مالیات و خرج اجتماعی]
netto verdienen
U
خالص دریافتن
[دریافتن مزد پس از کسر مالیات و غیره ]
netto bekommen
U
خالص دریافتن
[دریافتن مزد پس از کسر مالیات و غیره ]
feststellen
U
ارزیابی کردن
[سنجیدن]
[مالیات بستن]
[به خراج گذاردن بر ]
[تعیین کردن ]
[بستن ]
erheben
U
ارزیابی کردن
[سنجیدن]
[مالیات بستن]
[به خراج گذاردن بر ]
[تعیین کردن ]
[بستن ]
taxieren
U
ارزیابی کردن
[سنجیدن]
[مالیات بستن]
[به خراج گذاردن بر ]
[تعیین کردن ]
[بستن ]
einschätzen
U
ارزیابی کردن
[سنجیدن]
[مالیات بستن]
[به خراج گذاردن بر ]
[تعیین کردن ]
[بستن ]
etwas
[Akkusativ]
abschätzen
U
چیزی را ارزیابی کردن
[سنجیدن]
[مالیات بستن بر چیزی]
[به خراج گذاردن بر چیزی ]
[تعیین کردن چیزی]
[چیزی را بستن ]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com