Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 13 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
mit jedem Jahr, das vergeht U با گذشت هر سال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Wie ist es dir beim Vorstellungsgespräch ergangen [gegangen] ? U مصاحبه مربوط به شغلت چطور گذشت؟ [اصطلاح روزمره]
Er nahm Abstand von dem schnell vorbeifahrenden Zug. U او [مرد] از قطاری که تند می گذشت فاصله گرفت.
Es geht alles vorbei. <idiom> U این [مرحله ] هم خواهد گذشت.
Es geht alles vorüber. U این [مرحله ] هم خواهد گذشت.
das Rad der Zeit anhalten wollen U تلاش به جلوگیری از گذشت زمان کردن
die Kurve kriegen <idiom> U بهبود یافتن پس از گذشت مرحله دشواری یا بحرانی [اصطلاح روزمره]
Schnee von gestern <idiom> U هر چه گذشت گذشته. [غیر قابل تغییراست] [اصطلاح]
Zeitraum {m} U گذشت زمان
Zeitspanne {f} U گذشت زمان
Zeitabschnitt {m} U گذشت زمان
Entschuldbarkeit {f} U قابلیت گذشت و بخشودگی
Ersitzung {f} U حق تصرف [با گذشت زمان]
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com