Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Fettgewebe
{n}
U
بافت چربی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Fettfleck
{m}
U
لکه چربی
Öl
{n}
U
چربی
Fettdrüse
{f}
U
غده چربی
Fettigkeit
{f}
U
چربی
Fett
{n}
U
چربی
Fettschicht
{f}
U
لایه چربی
Entfettung
{f}
U
عمل برداشتن چربی
Fettauge
{n}
U
چربی روی غذا
Gansleber-Pastete
{f}
U
خمیر چربی جگر غاز
Entenleber-Pastete
{f}
U
خمیر چربی جگر مرغابی
Cholesterin
{n}
U
کلسترول
[ماده چربی خون]
Gänseleber-Pastete
{f}
U
خمیر چربی جگر غاز
durchwachsen
<adj.>
U
سرتاسر دارای چربی
[گوشت ران خوک]
Langfristig verstopft fettreiche Ernährung die Arterien.
U
در دراز مدت مواد غذایی پر چربی باعث گرفتگی رگها می شوند .
Bindegewebe
{n}
U
بافت پیوندی
Bindegewebe
{n}
U
بافت هم بند
Droussierkrempel
{m}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Fadenöffner
{m}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Garnettmaschine
{f}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Garnettöffner
{m}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com