Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Autohof {m} U ایستگاه کامیون
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Laster {m} U کامیون
LKW {m} U کامیون
Lastkraftwagen {m} U کامیون
Lastwagen {m} U کامیون
Abschleppwagen {m} U کامیون جرثقیل دار
Fernfahrer {m} U راننده کامیون راه دور
Zugmaschine {f} U تراکتور [کامیون بدون تریلر]
Ich brauche einen Abschleppwagen. U من به یک کامیون یدککش نیاز دارم.
Lastzüge zusammenfalten U تا شدن کامیون در جاده [بیشتر در تصادفات]
Betonmischer {m} U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Betonlieferfahrzeug {n} U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Fahrmischer {m} U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Betonmisch-Lkw {m} U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Betonmischwagen {m} U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Betonmischlaster {m} U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Lieferbetonfahrzeug {n} U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Betonmischfahrzeug {n} U کامیون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Betonmischlaster {m} U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Betonmischwagen {m} U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Betonlieferfahrzeug {n} U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Betonmischer {m} U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Betonmisch-Lkw {m} U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Fahrmischer {m} U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Lieferbetonfahrzeug {n} U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Betonmischfahrzeug {n} U کامیون بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان] [حمل و نقل]
Haltestelle {f} ایستگاه
Endstation {f} U ایستگاه آخر
Richtung {f} U ایستگاه آخر
Busbahnhof {m} U ایستگاه اتوبوس
U-Bahn Station {f} U ایستگاه مترو
Polizeiwache {f} U ایستگاه کلانتری
Funkstation {f} U ایستگاه رادیو
Endhaltestelle {f} U ایستگاه آخر
Autobushaltestelle {f} U ایستگاه اتوبوس
Polizeirevier {n} U ایستگاه کلانتری
U-Bahnhof {m} [Untergrundbahnhof] U ایستگاه مترو
Bahnhof {m} ایستگاه مترو
Bahnhof {m} ایستگاه قطار
Bushaltestelle {f} ایستگاه اتوبوس
Endstation {f} آخرین ایستگاه
Bahnhof {m} ایستگاه راه آهن
Eisenbahnstation {f} U ایستگاه راه آهن
Flottenstation {f} U ایستگاه نیروی دریایی
Bodenstation {f} U ایستگاه زمین [هواپیما]
Bahnsteig {m} U سکو [ایستگاه قطار]
Feuerwache {f} U ایستگاه آتش نشانی
Weltraumstation {f} U ایستگاه فضایی [ستاره شناسی]
Raumstation {f} ایستگاه فضایی [ستاره شناسی]
Bahnhofs-Übersichtsplan {m} U برنامه کلی ایستگاه [قطار]
Hält nicht überall. U [قطار] هر ایستگاه نمی ایستد.
Hauptbahnhof {m} ایستگاه مرکزی راه آهن
Elektroladepunkt {m} U ایستگاه بارگیری خودروی الکتریکی
Bahnhofswirtschaft {f} U رستوران ایستگاه راه آهن
Bahnhofshalle {f} U تالار ایستگاه راه آهن
Bahnsteig {m} U سکوی ایستگاه راه آهن
Bahnhofsvorsteher {m} U رییس ایستگاه راه آهن
Eisenbahnknotenpunkt {m} U ایستگاه تقاطع راه آهن
Internationale Raumstation {f} U ایستگاه فضایی بین المللی
Einknicken {n} [Lkw mit Anhänger oder Sattelanhänger] U تا شدن [به ۹۰ درجه و بیشتر ] کامیون در حال حرکت [با تریلر یا تریلر مسقف]
Welche Haltestelle für Lankwitz? U کدام ایستگاه [اتوبوس] به لانکویتس می رود؟
Hält dieser Zug am Halensee? U این قطار در [ایستگاه ] هالنز می ایستد؟
Perron {m} U سکوی ایستگاه راه آهن [در سوئیس]
Elektroladestelle {f} U ایستگاه [جایگاه] بارگیری خودروی الکتریکی
Setzen Sie mich vor dem Bahnhof ab! U من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
Zentraler Omnibusbahnhof [ZOB] U مرکز ایستگاه اتوبوس و وسیله نقلیه عمومی
Sag mir Bescheid, um welche Zeit du kommst und ich hole dich von der Endstation ab. U به من بگو کی میرسی و من با تو در ایستگاه آخری ملاقات میکنم.
Endstation. Alle aussteigen. U آخرین ایستگاه. همه پیاده بشن. [حمل و نقل]
Sparpreis {m} U بلیط ارزان [آگهی در ایستگاه قطار یا وبگاه راه آهن]
Welcher Halt für Brandenburger Tor? U کدام ایستگاه مترو [پیاده بشوم ] برای دروازه براندنبورگ؟
geteilt U تقسیم شده [نشان می دهد کدام ایستگاه قطار جدا میشود]
Dienstbezirk {m} U ایستگاه پلیس [در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Revier {n} U ایستگاه پلیس [در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Polizeirevier {n} U ایستگاه پلیس [در منطقه ای که پلیس پاسخگو باشد]
Anschlag {m} U راهروی معدن [ایستگاه معدن]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com