Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Kasse gegen Dokumente
U
اسناد در مقابل پرداخت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bar gegen Versandpapiere
U
پول نقد در مقابل اسناد
Bezugnahme
{f}
U
اسناد
ausgehende Dokumente
U
اسناد بازرسی
Fälschung
{f}
U
جعل اسناد
Aktenmappe
{f}
U
پوشه اسناد
Verfälschung
{f}
[Vorgang und Gegenstand]
U
جعل اسناد
Ausfuhrpapiere
{pl}
U
اسناد صادرات
Aktentasche
{f}
U
کیف اسناد
Einfuhrpapiere
{pl}
U
اسناد واردات
Dokumentation
{f}
U
جمع آوری اسناد
abhandengekommene Unterlagen
U
اسناد و مدارک گم شده
Akten
{pl}
U
پرونده ها
[اسناد]
[اوراق]
Archiv
{n}
U
محل نگهداری اسناد و مدارک
Dokumentierung
{f}
U
اثبات به وسیله اسناد یا مدارک
verbrieft
<adj.>
U
تایید شده توسط اسناد
vorn
<adv.>
U
در مقابل
im Gegensatz zu
U
در مقابل با
im Vergleich zu
U
در قبال
[در مقابل]
Blitzschutz
{m}
U
محافظت در مقابل رعد و برق
als
<conj.>
U
از
[در مقابل]
[پس از صفت عالی افضل]
zurückrudern
<idiom>
<verb>
U
نقض کردن
[موضوعی در مقابل حریف]
zurückrudern
<idiom>
<verb>
U
عقب کشیدن
[از موضوعی در مقابل حریف]
Mach ich.
U
انجامش می دم.
[در تایید صحبت شخض مقابل]
Genau.
U
درسته.
[در هنگام تایید نظر شخص مقابل]
Jemandem für etwas zur Rechenschaft verpflichtet sein
U
مقابل کسی موظف
[مسئول]
به چیزی بودن
Genau!
U
دقیقا!
[در هنگام تایید نظر شخص مقابل]
eine härtere Gangart einschlagen
[bei etwas]
[gegenüber Jemandem]
U
در حالت
[وضع ]
خود سخت شدن
[در مقابل کسی]
[د ر مورد چیزی]
Bezahlung
{f}
U
پرداخت
Ausrichtung
{f}
U
پرداخت
Auszahlung
{f}
U
پرداخت
Erstattung
{f}
U
پرداخت
Bestreitung
{f}
U
پرداخت
Abzahlung
{f}
U
پرداخت
Beilegung
{f}
U
پرداخت
Regulierung
{f}
U
پرداخت
Einzahlung
{f}
U
پرداخت
Einigung
{f}
U
پرداخت
Rückzahlung
{f}
U
پس پرداخت
Vorauszahlung
{f}
U
پیش پرداخت
unter dem Vorbehalt einer Zahlung
U
مشروط به پرداخت
Lohnbeleg
{m}
U
صورت پرداخت
Lohnzettel
{m}
U
صورت پرداخت
Vorkasse
{f}
U
پیش پرداخت
Vorauskasse
{f}
U
پیش پرداخت
Lohnstreifen
{m}
U
صورت پرداخت
Anteil
{m}
U
قابل پرداخت
Barzahlung
{f}
U
پرداخت نقدی
Akontozahlung
{f}
U
پیش پرداخت
Einzahlungsschein
{m}
U
برگه پرداخت
Bezahlbarkeit
{f}
U
قابلیت پرداخت
Abtragung
{f}
U
پرداخت به اقساط
Ablauf
{m}
U
موعد پرداخت
Depot
{n}
U
پیش پرداخت
Barauszahlung
{f}
U
پرداخت نقدی
Fälligkeit
{f}
U
موعد پرداخت
Abfindung
{f}
U
پرداخت خسارت
Einzahler
{m}
U
پرداخت کننده
Bonus
{m}
U
پرداخت اضافی
Kreditzahlung
{f}
U
پیش پرداخت
Abschlag
{m}
U
پیش پرداخت
Vorschuss
{m}
U
پیش پرداخت
Vorschusszahlung
{f}
U
پیش پرداخت
Vorleistung
{f}
U
پیش پرداخت
Einzahlungsschalter
{m}
U
باجه پرداخت
Abzahlung
{f}
U
پرداخت به اقساط
Bankrott
{m}
U
فقدان توانایی پرداخت
Liquidation
{f}
[von etwas]
[Börse]
U
پرداخت بدهی
[اقتصاد]
Einlösung
{f}
U
پرداخت
[سفته، بدهی]
Anweisung
{f}
U
دستور پرداخت بانکی
Abgabe
{f}
U
پرداخت حقوق گمرکی
Steuern hinterziehen
U
فرار از پرداخت مالیات
Steuer umgehen
U
فرار از پرداخت مالیات
Zahlungsauftrag
{m}
U
دستور پرداخت بانکی
Zahlungsanweisung
{f}
U
دستور پرداخت بانکی
Teilzahlung bei Geldstrafen
U
پرداخت قسمتی از جریمه
Lohnfortzahlung
{f}
U
ادامه پرداخت مزد
unbezahlbar
<adj.>
U
غیر قابل پرداخت
Geldüberweisung
{f}
U
پرداخت بوسیله حواله
Steuersünderin
{f}
U
فرارکن
[ زن ]
از پرداخت مالیات
Kasse vor Lieferung
U
پرداخت پیش از تحویل
im Voraus zahlbar
U
قابل پیش پرداخت
in Vorlage treten
U
پیش پرداخت کردن
Vorleistungen erbringen
U
پیش پرداخت کردن
Abführung
{f}
U
پرداخت
[امور مالی]
Glattstellung
{f}
[von etwas]
U
پرداخت بدهی
[اقتصاد]
Zahlbar mit
[ Kreditkarte]
.
U
قابل پرداخت با
[کارت اعتبار]
.
Geldautomat
{m}
U
دستگاه پرداخت کننده پول
Vereinbarung von Teilzahlungen
U
توافق در پرداخت های قسطی
Brauchen Sie eine Anzahlung?
U
نیاز به پیش پرداخت است؟
fällig
<adj.>
U
قابل پرداخت
[ پرداختنی ]
[اقتصاد]
Abzahlung
{f}
U
بازپرداخت
[پرداخت کامل اقساط]
Steuersünder
{m}
U
فرارکن
[مرد ]
از پرداخت مالیات
zahlbar
<adj.>
U
قابل پرداخت
[ پرداختنی ]
[اقتصاد]
Ablösesumme
{f}
U
پیش پرداخت اجاره خانه
die Zahlung anmahnen
U
یادآوری کردن ارسال پرداخت
Gehaltsabrechnung
{f}
U
صورت پرداخت
[اصطلاح رسمی]
Registrierkasse
{f}
U
صندوق
[محل پرداخت پول]
zahlbar sofort netto Kasse
U
قابل پرداخت نقدی خالص فوری
alle Steuerabgaben übernehmen
U
پرداخت همه مالیات را برعهده گرفتن
Anzahlung
{f}
U
پیش پرداخت
[برای مثال در هتل]
Der Herr übernimmt die Rechnung.
U
این آقا صورتحساب را پرداخت می کند.
Die Dame übernimmt die Rechnung.
U
این خانم صورتحساب را پرداخت می کند.
Vorschuss in Bargeld
U
پیش پرداخت به نوع پول نقد
Auftrag
{m}
U
قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
Versicherungsleistungen an Hinterbliebene
U
مزایای قابل پرداخت به وابستگان بازمانده
Bank für Internationalen Zahlungsausgleich
[BIZ]
U
بانک تسویه پرداخت بین المللی
Mandat
{n}
U
قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
Wir liefern nur gegen Vorauskasse
[Vorkasse]
.
U
ما منحصرا پس از پیش پرداخت
[کالا را]
ارسال میکنیم.
Angeld
{n}
U
پول بیعانه
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
30 Prozent Anzahlung gegen befristete Bankbürgschaft
U
۳۰ درصد پیش پرداخت در برابر ضمانت بانکی
Bei den Zahlungsmitteln wird alles beim Alten bleiben.
U
شیوه های پرداخت تغییر نخواهند کرد.
Anzahlung
{f}
U
پول بیعانه
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
Draufgabe
{f}
U
پول بیعانه
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
Ist es günstiger, wenn ich bar bezahle?
U
ارزانتر است اگر من پول نقد پرداخت کنم؟
[در هتل]
Kann ich mit einer Kreditkarte reservieren, und mit Bargeld bezahlen?
U
میتوانم با کارت اعتبار رزرو و با پول نقد پرداخت کنم؟
Droussierkrempel
{m}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Garnettmaschine
{f}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Fadenöffner
{m}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Garnettöffner
{m}
U
دستگاهی که آشغال بافت را قبل از پرداخت پارچه می گیرد
[صنعت نساجی]
Zahlung erfolgt per Überweisung innerhalb von 14 Tagen nach Wareneingang.
U
پرداخت بوسیله حواله در خلال چهارده روز پس از دریافت کالا صورت می گیرد.
Ablösesumme
{f}
U
مقدار پولی که با پرداخت آن ورزشکاری از یک تیم به تیم دیگر منتقل می شود
30 Tage netto, bei Zahlung innerhalb 10 Tagen 3 Prozent Skonto
U
۳۰ روز خالص و ۳ درصد تخفیف اگردر طی ۱۰ روز پرداخت شود
Akonto
{n}
U
پول بیعانه
[پیش بها]
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
Akontozahlung
{f}
U
پول بیعانه
[پیش بها]
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com