Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 13 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Feldlager {n} U اردوگاه موقتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Campingplatz {m} U اردوگاه
Flüchtlingslager {n} U اردوگاه پناهندگان
ein Lager abbrechen U اردوگاه [کمپ] را جمع کردن
vorübergehend <adj.> U موقتی
provisorisch <adj.> U موقتی
vorübergehende Unterbrechung {f} U ایست [توقف] [تعلیق] موقتی
Blackout {m} U فراموشی [یا بیهوشی یا نابینایی] موقتی [پزشکی]
Aussetzer {m} U فراموشی [یا بیهوشی یا نابینایی] موقتی [پزشکی]
einen Aussetzer haben U فراموشی [یا بیهوشی یا نابینایی] موقتی داشتن [پزشکی]
Brückenfinanzierung {f} U وام موقتی [تا دریافت وام اصلی ]
Unterbrechung {f} U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر [دوره حکومت موقتی]
Pause {f} U فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر [دوره حکومت موقتی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com