Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
Abwaschwasser {n} U آبی که در آن ظرف شسته باشند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Man kann da keine allgemeingültigen Regeln aufstellen. U قوانینی که شسته وروفته باشند برای این نمیتوان نصب کرد.
Other Matches
so weit sein, dass ... U به جایی رسیده باشند که ... [به مرحله ای رسیده باشند که ...]
Aufwasch {m} U ظرف شسته
vorgefertigt <adj.> U شسته وروفته [مطابق نقشه وبرنامه]
Wäsche in der Waschmaschine schleudern U لباس های شسته شده را در ماشین لباسشویی تند چرخاندن
einen Kanal eingestellt haben U کانالی را گرفته باشند
der Ansicht sein, dass ... U به این عقیده باشند که ...
irgendwo nichts zu suchen haben U دلیلی نباشد که در مکانی باشند
in keiner Beziehung zueinander stehen U هیچ رابطه ای با هم نداشته باشند
Asylberechtigter {m} U پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
Ihr könnt das Geschirr ruhig stehen lassen. U شماها میتوانید بشقاب ها را بگذارید باشند.
Asylberechtigte {m} , {f} U پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
Die Kauflustigen rissen sich um die Schnäppchen. U خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
sich ein grünes Mäntelchen umhängen U نشان دادن که انگاری نگران محیط زیست باشند
Kinder haben in Nachtlokalen nichts zu suchen [nichts verloren] . U بچه ها هیچ دلیلی ندارند [بیخود می کنند] در باشگاه شب باشند.
Mit unserem Urlaub ist es jetzt aus [vorbei] . U این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
gerne an der frischen Luft sein <idiom> U دوست داشته باشند در بیرون [هوای آزاد] بودن [اصطلاح روزمره]
Neuanfang {m} U شروع تازه [اشتباهات یا تخلف های قبلی را پاک کرده باشند]
Die Pfosten sollten etwa einen Meter voneinander entfernt [im Abstand von einem Meter] aufgestellt werden. U تیرها [میله ها] باید حدود یک متر فاصله ازهم قرار داشته باشند.
aussehen wie ein [Affen] Arsch mit Ohren U شبیه به گه بودن [اصطلاح برای کسی که از او بیزار باشند ] [اصطلاح عامیانه]
Asylant {m} U پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند] [اصطلاح روزمره ] [اصطلاح رسمی]
Wenn diese Prognosen auch nur annähernd stimmen, wäre das ein großer Erfolg. U اگر این پیش بینی ها حتی کمی دقیق باشند، این موفقیت بزرگی می بود.
Kolonie {f} U گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی از قوانین و حکومت کشورشان در آنجا پیروی کنند
sich nicht dazu kriegen lassen, so zu denken wie die <idiom> U نگذارند که نفوذ بقیه مردم مجبورشان بکند طرز فکر مانند بقیه مردم داشته باشند [اصطلاح روزمره]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com