Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 13 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
zu Tage fördern U از زیر خاک در آوردن
zu Tage fördern U از زیر درآوردن
zu Tage fördern U حفاری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
A- Du meinst ich sollte zwei Tage für die Prüfung üben, um sie zu bestehen. Ich werde drei Tage dafür üben. B- Dann, nur zu! U الف - منظورت اینست که من باید دو روز تمرین کنم تا امتحان را قبول بشوم. من سه روز تمرین خواهم کرد. ب - خوب پس خدا بیشتر قدرت بده!
fordern U ادعا کردن
fordern U مطالبه کردن
Tage wurden zu Wochen. U روز هاتبدیل به هفته ها شدند.
Die Tage nehmen ab. U روزها کوتاه می شوند.
Seine Tage sind gezählt. <idiom> U زمان فوت کردنش نزدیک است.
Noch ist nicht aller Tage Abend. <idiom> U عاقبت [نتیجه] داستان را تا موقعی که به پایان نرسیده فرض نگیر [اصطلاح]
Seine Abfahrt hat sich um 2 Tage verschoben. U حرکت او [مرد] دو روز به تاخیر افتاد.
Krankheitshalber musste er mehrere Tage der Arbeit fernbleiben. U بخاطر بیماریش او [مرد] چند روز مانع شد به سر کار برود.
30 Tage netto, bei Zahlung innerhalb 10 Tagen 3 Prozent Skonto U ۳۰ روز خالص و ۳ درصد تخفیف اگردر طی ۱۰ روز پرداخت شود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com