Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Begriff hier eingeben!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 9 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch Persisch Menu
fertig <adj.> U آماده [حاضر]
fertig [bereit] sein U آماده بودن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fertig machen U سخت زدن با چیزی یا مشت
Achtung, fertig, los! U توجه آماده بدوید ! [روی سه بدوید! یک دو سه!] [ورزش]
damit fertig werden U از پس [دست ] کاری برآمدن [حریف کاری شدن]
Da du noch nicht fertig bist ... U چونکه هنوز آماده نیستی...
Es muss bis zehn Uhr fertig sein. U این باید تا ساعت ۱۰ آماده باشد.
Wann, schätzt du, wirst du mit dem Studium fertig sein? U چه زمانی تو تصور می کنی تحصیلات خود را به پایان برسانی؟
Sie rief ihre Schwester an, während ich duschte und mich fertig machte. U او [زن] وقتی که دوش می گرفتم و خودم را آماده میکردم به خواهرش زنگ زد.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Deudic.com