Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
ferne Zukunft
U
آینده دور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Ferne
{f}
U
بعد
Ferne
{f}
U
دوری
Ferne
{f}
U
فاصله دور
Ferne
{f}
U
دوردست
aus der Ferne ablesen
U
از راه دور خواندن
[اطلاعات دستگاهی]
Zukunft
{f}
U
فردا
[ آینده]
Zukunft
{f}
U
زمان آینده
[زبانشناسی ]
Zukunft
{f}
U
آینده
Zukunft
{f}
U
اخرت
[عاقبت ]
In der Zukunft.
U
در آینده.
in der Zukunft
U
در زمان آینده
[دستور زبان]
in naher Zukunft
U
در آینده نزدیک
für die Zukunft
U
برای آینده
eine rosige Zukunft
U
آینده امید بخشی
keine Zukunft haben
U
هیچ چشم داشتی
[امیدی ]
نداشتن
Beruf ohne Zukunft
U
شغلی بی آینده
in die Zukunft blickend
<adj.>
U
دور اندیش
[پیش نگر]
[پیش بین]
seine Zukunft verbauen
U
خسارت زدن به آینده خود
erwartungsvoll in die Zukunft blicken
U
با انتظار به آینده نگاه کردن
weder jetzt noch in Zukunft
U
نه اکنون و نه در آینده
Angst vor der Zukunft
U
ترس از آینده
die Zukunft
[ das Morgen]
U
آینده
[فردا]
Perspektive
{f}
[Genitiv]
[für die Zukunft]
U
امید موفقیت
[در چیزی]
Das hat in Zukunft tunlichst zu unterbleiben.
U
در آینده این موضوع به هیچ شرطی نباید پیش بیاید.
Die Zukunft der Mannschaft liegt im Ungewissen.
U
آینده این تیم بلاتکلیف است.
sich etwas
[für die Zukunft]
vorstellen
U
چیزی را درذهن مجسم کردن
[در نظر داشتن]
[دررویا دیدن]
[خیال بافی کردن]
Ich würde gerne wissen, was mich in Zukunft erwartet.
U
من دوست داشتم بدانم که برای من در آینده چه پیش می آید.
Eine Reform des Versicherungsrechts bleibt der Zukunft vorbehalten.
U
هر اصلاح قانون بیمه باید به آینده باقی گذاشته شود.
Eine Reform des Pensionsrechts bleibt der Zukunft vorbehalten.
U
هر اصلاح قانون بازنشستگی باید به آینده باقی گذاشته شود.
Diese Gespräche sind für die Zukunft des Friedensprozesses entscheidend.
U
این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم
[حیاتی]
هستند.
Die Zukunft der Tagesklinik ist mit einem
[großen]
Fragezeichen versehen.
U
آینده درمانگاه مراقبت روزانه
[کاملا]
نامشخص است.
Sie nahm sich vor, in Zukunft einen weiten Bogen um ihn zu machen.
U
او
[زن]
تصمیم گرفت در آینده ازاو
[مرد]
دوری کند.
Es bleibt der Zukunft vorbehalten, die Studie unter besser kontrollierten Bedingungen zu wiederholen.
U
این را باید به آینده باقی گذاشت که پژوهش را در شرایط کنترل شده بهتر تکرار کرد.
Das ist wichtig, nicht nur heute, sondern auch und gerade für die Zukunft.
U
این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com