Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 10 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Mir ging die Puste aus.
U
از نفس افتادم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Puste
{f}
U
نیرو جان
Puste
{f}
U
نفس
Puste
{f}
U
دم
aus der Puste sein
U
از نفس افتادن
Er ging auf sie zu.
U
او
[مرد]
به سمت او
[زن]
راه می رفت.
Das Spiel ging unentschieden aus.
U
بازی مساوی به پایان رسید.
Er hatte nichts dagegen
[einzuwenden]
, dass ich dorthin ging.
U
برای او هیچ ایرادی نداشت که من به آنجا رفتم.
Die US-Behörden haben versagt, als es darum ging, den Anschlag zu verhindern.
U
سازمان های دولتی ایالات متحده در جلوگیری از حمله ناکام شدند .
Ich war müde, deswegen ging ich ins Bett.
U
من خسته بودم. به این خاطر من رفتم بخوابم.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com