Deudic.com
Deutsch Persisch Wörterbuch - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Careers
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Begriff hier eingeben!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 5 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
Deutsch
Persisch
Menu
Koch
{m}
U
آشپز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Hunger ist der beste Koch.
<proverb>
U
گشنگی بهترین خوشمزه کننده غذا است.
[ضرب المثل ]
Der Koch hat das Fleisch zu lange gegart.
U
آشپز گوشت را بیش از حد
[آهسته ]
پخت.
Der Koch ist recht großzügig mit dem Salz.
U
آشپز خیلی زیادی از نمک استفاده می کند.
Man sollte wissen, wie man ein Ei kocht - das gehört zum Koch-Einmaleins.
U
باید بدانی چطور تخم مرغ بپزی. این کار پایه آشپزی است.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Deudic.com